انتخاب وکیل

همه ما ممکن است در زندگی روزمره با مشکلاتی مواجه شویم که حل آنها نیازمند مراجعه به وکیل یا مشاور حقوقی است. اگر چنین نیازی را احساس کردیم باید توجه داشته باشیم که انتخاب یک وکیل خوب، به اندازه انتخاب یک پزشک یا شاید هم بیشتر از آن، حائز اهمیت است.
اگر خدای ناخواسته دچار سردرد بشویم ممکن است با ملاحظه اولین تابلوی یک پزشک عمومی، فوراً به سراغ او رفته و در مورد بیماری مان با او صحبت کنیم و از او تقاضای کمک کنیم. اما لازم است بدانیم که انتخاب یک وکیل خوب و دلسوز، به این سادگی ممکن نیست و چه بسا ممکن است مراجعه به اولین کسی که اتفاقاً خودش را -بر خلاف واقع- وکیل معرفی میکند برای ما دردسرساز شود. ما برای حل مشکل حقوقی مان ناگزیر هستیم تمامی مدارک مثبت حقانتیمان را به وکیل سپرده و اسرار مربوط به پرونده را برای او فاش کنیم. بدون تردید چنین اقدامی، نیازمند داشتن اعتماد و اطمینان کافی به یکوکیل و مشاور حقوقی است.
ادامه در متن..........

ادامه نوشته

برجام یعنی چه؟

برجام یعنی چه؟

مخفف عبارت

"برنامه جامع اقدام مشترک" است

که دکتر محمدجوادظریف وزیر امورخارجه  کشورمان

در بیانیه مشترک توافق لوزان سوییس در تاریخ ۱۳/فروردین/۱۳۹۴ به کار بردند. برجام یا برنامه جامع اقدام مشترک نام یا عنوان توافقی بود که در مورد مسأله هسته ای ایران درتاریخ ۳/آذر/۱۳۹۲در ژنو سوییس امضاءشد

قوانین مربوط به تقسیم ترکه

قوانین مربوط به تقسیم ترکه

قانون امور حسبی

  • ماده ۳۰۰ : در صورت تعدد ورثه هر یک از آن‌ها می‌توانند از دادگاه درخواست تقسیم سهم خود را از سهم سایر ورثه بخواهند.
  • ماده ۳۰۱ : ولی و وصی و قیم هر وارثی که محجور باشد و امین غائب و جنین و کسی که سهم‌الارث بعضی از ورثه به او منتقل شده است و همچنین موصی له و وصی راجع به موصی به، در صورتی که وصیت به جزء مشاع از ترکه شده باشد حق درخواست تقسیم را دارند.
  • ماده ۳۰۲: نسبت به درخواست تقسیم مرور زمان جاری نیست و کسانی که ذیحق درخواست تقسیم همه وقت می‌توانند این درخواست را بنمایند.
  • ماده ۳۰۳:  هر‌گاه یکی از ورثه متوفی غایب مفقود‌الاثری باشد که وکیل نداشته و درخواست تقسیم اموال متوفی بشود بدواً برای غائب امین معین می‌شود و بعد تقسیم به عمل می‌آید.
  • ماده ۳۰۴ :  درخواست تقسیم باید کتبی و مشتمل بر امور زیر باشد:
  1. نام و مشخصات درخواست کننده و متوفی.
  2.  ورثه و اشخاص دیگری که ترکه باید بین آن‌ها تقسیم شود و سهام هر یک.
  • ماده ۳۰۵ :  پس از وصول درخواست، هر‌گاه دادگاه محتاج به توضیحاتی باشد درخواست کننده را احضار نموده و توضیحاتی که لازم است از او می‌خواهد.
  • ماده ۳۰۶ :  دادگاه برای رسیدگی به موضوع درخواست تعیین جلسه نموده و درخواست کننده و اشخاص ذی نفع را احضار می‌نماید.
  • ماده ۳۰۷ :  درخواست کننده تقسیم می‌تواند زمینه‌هائی برای تقسیم ترکه تهیه نموده و به دادگاه تسلیم نماید در این صورت مراتب در احضاریه نوشته شده و تذکر داده می‌شود که مراجعه به زمینه‌های نامبرده در دفتر دادگاه مانعی ندارد.
  • ماده ۳۰۸ : وقت رسیدگی باید طوری معین شود که فاصله بین ابلاغ احضاریه و روز دادرسی کمتر از ده روز نباشد.
  • ماده ۳۰۹ : اشخاص ذی نفع می‌توانند در دادگاه حاضر شده به تراضی قراری راجع به مقدمات تقسیم یا طرز تقسیم اموال بگذارند. در این صورت دادگاه صورت مجلسی مشتمل بر قرارداد نامبرده تنظیم می‌نماید.
  • ماده ۳۱۰ : هر‌گاه یک یا چند نفر از اشخاص ذی نفع در تنظیم قرارداد مذکور فوق شرکت نداشته و رضایت خود را اظهار ننموده باشند دادگاه نتیجه تصمیمی را که مربوط به شخص غائب است به او اعلام می‌نماید با ذکر اینکه می‌تواند در ظرف مدت معینی در دفتر دادگاه حاضر شده و به قرارداد مراجعه نموده و رضایت یا عدم رضایت خود را اعلام دارد.
  • ماده ۳۱۱:  در اخطار مذکور در فوق قید می‌گردد هر‌گاه شخص غائب در مدت معینه در دفتر حاضر نگردد و یا رضایت و عدم رضایت خود را اظهار نکند بر طبق قرار مذکور در ماده ۳۰۹ قضیه حل خواهد شد.
  • ماده ۳۱۲ : هر‌گاه شخص غائب در اثر عذر موجهی حاضر نشده باشد و درخواست وقت جدیدی نماید تا رضایت و عدم رضایت خود را اعلام دارد دادگاه وقت جدیدی برای او معین خواهد نمود.
  • ماده ۳۱۳:  در صورتی که تمام ورثه و اشخاصی که در ترکه شرکت دارند حاضر و رشید باشند به هر نحوی که بخواهند می‌توانند ترکه را مابین خود تقسیم نمایند لیکن اگر مابین آن‌ها محجور یا غائب باشد تقسیم ترکه به توسط نمایندگان آن‌ها در دادگاه به عمل می‌آید.
  • ماده ۳۱۴ : در صورتی که ورثه تراضی در بهای اموال غیر منقول مورد درخواست تقسیم ننمایند اموال نامبرده باید توسط کار‌شناس ارزیابی شود و اموال منقول در صورتی ارزیابی می‌گردد که به ارزیابی در موقع تحریر ترکه به جهانی نتوان ترتیب اثر داد.
    ترتیب انتخاب کار‌شناس و مقررات راجع به کار‌شناس که در آئین دادرسی مدنی مقرر است در تقسیم رعایت می‌شود.
  • ماده ۳۱۵:  کار‌شناس باید بهای اموال مورد درخواست تقسیم و قابل قسمت بودن و یا قابل قسمت نبودن آن‌ها را معین و سهام را تعدیل نماید. کار‌شناس باید برای ارزیابی اموال، بهای روز ارزیابی را در نظر بگیرد.
  • ماده ۳۱۶ :  تقسیم طوری به عمل می‌آید که برای هر یک از ورثه از هر نوع اموال حصه‌ای معین شود و اگر بعضی از اموال بدون زیان قابل قسمت نباشد ممکن است آن را در سهم بعضی از ورثه قرارداد و برابر بهای آن از سایر اموال در سهم دیگران منظور نمود و اگر تعدیل محتاج به ضمیمه پول به اموال باشد به ضمیمه آن تعدیل می‌شود.
  • ماده ۳۱۷:  در صورتی که مالی اعم از منقول یا غیر منقول قابل تقسیم و تعدیل نباشد ممکن است فروخته شده بهای آن تقسیم شود.
  • ماده ۳۱۸ :  در صورتی که بعضی از ورثه مدیون متوفی باشند ممکن است دین را در سهم خود آن‌ها قرار داد.
  • ماده ۳۱۹:  در صورتی که پس از تعدیل سهام ورثه به تعیین حصه تراضی ننماید سهام آن‌ها به قرعه معین می‌شود.
  • ماده ۳۲۰:  در موردی که تقسیم از طریق قرعه انجام می‌گردد باید جلسه‌ای که برای قرعه معین شده به اشخاص ذی نفع اطلاع داده شود و اگر بعضی از اشخاص نامبرده حاضر نشوند دادگاه بخش به درخواست اشخاص حاضر اقدام به قرعه و تعیین سهام می‌نماید.
  • ماده ۳۲۱ :  هر‌گاه یکی از ورثه غائب یا محجور باشد برای غائب و محجور امین یا قیم معین و پس از آن تقسیم به عمل می‌آید.
  • ماده ۳۲۲ :  پس از تمام شدن تقسیم، دادگاه صورت مجلسی تنظیم نموده و در آن مقدار ترکه و سهم هر یک از وراث و آنچه برای تادیه دیون و اجراء وصیت منظور شده تصریح می‌نماید.
  • ماده ۳۲۳:  صورت مجلس مذکور فوق باید به امضاء یا مهر صاحبان سهام و امضاء دادرس دادگاه برسد و هر‌گاه بعضی از صاحبان سهام نباشند یا نتوانند و یا نخواهند امضاء کنند جهت امضاء نکردن آن‌ها در صورت مجلس قید می‌شود و این صورت مجلس در دفترخانه دادگاه باقی خواهد ماند.
  • ماده ۳۲۴: دادگاه بر طبق صورت مجلس مذکور در دو ماده فوق تقسیم‌نامه به عده صاحبان سهام تهیه نموده و به آن‌ها ابلاغ و تسلیم می‌نماید.
    این تصمیم دادگاه حکم شناخته شده و از تاریخ ابلاغ در حدود قوانین قابل اعتراض و پژوهش و فرجام است.
  • ماده ۳۲۵ :  هر یک از ورثه پس از تقسیم ارث، مالک مستقل سهم خود خواهد بود و هر تصرفی که بخواهد می‌نماید و به حصه دیگران حقی ندارد.
  • ماده ۳۲۶:  مقررات قانون مدنی راجع به تقسیم در مورد تقسیم ترکه جاری است و نیز مقررات راجع به تقسیم که در این قانون مذکور است در مورد تقسیم سایر اموال جاری خواهد بود.

عید

خلع ید و تصرف عدوانی

نظرات مشورتی خلع ید و تصرف عدوانی 12/4/1367 مورخ 674/7 شماره نظریه «دعوی قلع بنا مالی بوده و بهای بنایی که قلع آن خواسته شده ملاک تعيين بهای خواسته است.» سؤال: دعوی قلع بنا مالی است یا غيرمالی و اگر مالی است ملاک تقویم بهای خواسته کداميک از سه موضوع، بنا، زمين، هزینه قلع میباشد؟ نظرات مشورتی خلع ید و تصرف عدوانی 12/4/1367 مورخ 674/7 شماره نظریه «دعوی قلع بنا مالی بوده و بهای بنایی که قلع آن خواسته شده سؤال: دعوی قلع بنا مالی است یا غيرمالی و اگر مالی است ملاک ملاک تعيين بهای خواسته است.» تقویم بهای خواسته کداميک از سه موضوع، بنا، زمين، هزینه قلع میباشد؟ مستنبط از بند 1 ماده 13 قانون آیين دادرسی مدنی این است که اولاً نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه دعوی قلع بنا، مالی است و ثانياً بهای بنایی که قلع آن خواسته شده است ملاک تعيين بهای خواسته میباشد. 7/3/1369 مورخ 1391/7 شماره نظریه «دعوی خلع ید به اعتبار زمان تغيير میکند و لذا اگر دعوی مطروحه رد شود مجددداً میتوان طرح دعوی نمود.» سؤال: اگر در ملکی به لحاظ عدم احراز تصرف پس از اجرای قرارهای معاینه و تحقيق محل و تحقيق از شهود معلوم شود که خوانده تصرف در ملک ندارد و دعوی خواهان رد شود آیا چند سال بعد که خواهان، مجددداً عليه خوانده دعوی خلع ید طرح نماید دادگاه میتواند به این دعوی دوباره رسيدگی نماید یا خير؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه دعوی خلع ید با سایر دعاوی متفاوت است و اگر مدعی به جهتی از جهات در یک پرونده محکوم به بطلان خلع ید شود در زمان دیگر میتواند درخواست خلع ید نماید. زیرا تصرف به اعتبار زمان تغيير میکند و حادث میگردد و لذا تجدید دادخواست خلع ید بلامانع است. 2/9/1371 مورخ 9590/7 شماره نظریه «با صدور و اجرای رأی بر خلع ید، ارائه سند مالکيت از ناحيه متصرف مانع ادامه عمليات اجرایی نيست.» سؤال: حکمی بر خلع ید عليه شخصی صادر و پس از طی مراحل تجدیدنظر قعطی شده و بر مبنای آن اجرائيه بر خلع ید متصرف صادر و عمليات اجرایی شروع شده است در حين عمليات اجرایی، متصرف وبلاگی دیگر ایجاد وبلاگ گزارش تخلف نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8%… 2/11 حکم دادگاه اعسار(۱) تاثير فوت اصحاب دعوا بر جلسه دادرسی(۱) واخواهی از حکم تجدیدنظر خواسته(۱) مطالبه وجه و خسارت تاخير تادیه با استناد به سند عا(۱) دعوای اثبات مالکيت و تنفيذ مبایعه نامه(۱) دعوای اثبات مالکيت و تنفيذ مبایعه نامهدعوای اثبات(۱) اثبات مالکيت و تنفيذ مبایعه نامهاثبات مالکيت و تنف(۱) قانون اصلاح ماده 34 اصلاحی قانون ثبت شرایط مطالبه طلب از محل فروش مصوب ۱)1386) رهن(۱) در یافت مابه الت(۱) تفاوت دعاوی مالی و غيرمالی(۱) تفاوت دعاوی مالی و غيرمالی تفاوت دعاوی مالی و غيرم(۱) تقسيم ماترکه الزام به تقسيم ترکه دادخواست تقسيم ت(۱) زوجه میتواند در محل اقامت و سکونت خویش و یا اقامت(۱) مؤسسات اعتباری غيربانکی مجاز همانند بانکها مشمول(۱) افراز املاک مشاع در دادگاه(۱) افراز اموال مشاع به همراه نمونه ای ازدادخواست افرا(۱) الزام به تنظيم سند رسمی ابطال سند رسمی(۱) نرخ دیه ۹۳ چند درصد افزایش مییابد؟ +جدول(۱) توجه به قابليت تجدیدنظر در تقویم و یا اصولا عدم تق(۱) انواع جلسات دادرسی(۱) آیا اقامه ارائه دليل جدید در محکمه تجدیدنظر قابل پ(۱) رائه حکم مبنی بر اثبات کتمان اسناد و مدارک تقاضای(۱) آیا صرف ابلاغ اوراق وقت دادرسی به صورت واقعی با فر(۱) تفاوت خلع ید با تصرف عدوانی(۱) تفاوت دعوای خلع ید و تصرف عدوانی(۱) نظرات مشورتی خلع ید و تصرف عدوانی(۱) مقایسه دعوی خلع ید و دعوی رفع تصرف عدوانی(۱) رأی شماره 88 هيأت عمومی دیوان عدالت اداری، موضوع ن(۱) صدور قرار اناطه از ماجع حقوقی و کيفری(۱) تأمين خواسته و خسارت احتمالی در سند تجاری چک(۱) رویه قضات در اعمال ماده 674 قانون مجازات اسلامى ((۱) روابط مؤجر و مستأجر(۱) هرگاه چند نفر باهم سبب آسيب یا خسارتى شوند و ميزا(۱) آیا فروش ملک مرهونه با حفظ حقوق مرتهن بدون رضایت(۱) 3­ آیا افراز ملک مرهونه با فرض حفظ حقوق مرتهن بدون(۱) جرم معامله به قصد فرار از دین (یک رای) (۱) چگونه می توان معامله به قصد فرار از دین را اثبات ک(۱) معامله صوری قصد فرار از دیدن برسی (۱)۱۸ ماده شرح و نقدی برماده 218 اصلاحی قانون مدنی مصوب(۱) معامله صوری به قصد فرار از دیدن (برسی ماده ۱)(۱۸) ابطال سند رسمی عنوان: ابطال سند رسمی(۱) اقامه دعوی الزام به تنظيم سند رسمی نسبت به ملک مره(۱) دعوی درخواست تجویز انتقال منافع(۱) دعوای تجویز انتقال منافع عين مستاجره(۱) عنوان: آیا رد دعوی در دعاوی الزام به تحویل مبيع ک(۱) ارجاع امر به کارشناس در تقسيم اموال مشاع(۱) اختيارات قيم(۱) تفاوت بين غصب و تصرف عدوانی(۱) اعتبار اسناد رسمی و عادی در دعاوی مدنی(۱) بررسی دعوای الزام به تنظيم سند رسمی با موضوعات مخت(۱) قطعيت یا قابل تجدید نظر بودن آراء قاچاق کالا و ارز(۱) تعهدات وکيل در برابر موکل(۱) موفق به دریافت سند مالکيت مورد دعوی از طریق بنياد مسکن انقلاب اسلامی شده است، چنانچه متصرف سند مالکيت خود را ارائه دهد تکليف عمليات اجرایی چه خواهد شد؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه اگر حکم قطعی بر خلع ید از ملکی عليه متصرف آن صادر گردد و عملایت اجرایی هم شروع شده باشد، صرف ارائه سند مالکيت آن به موجب حکم محکمه علميات اجرایی متوقف و حکم صادره قبلی ملک از طرف محکوم عليه، مانع ادامه عمليات اجرایی نيست مگر آنکه ملغی گردد. 11/5/1373 مورخ 3033/7 شماره نظریه «صدور حکم خلع ید ملازمه با قطع درختان و تخریب بنای احداثی ندارد.» سؤال: حکمی مبنی بر خلع ید صادرو در مرحله تجدیدنظر قطعی میشود در زمين مورد خلع ید درختانی توسط غاصب غرس شده و در حدود ده سال از غرس آنها گذشته است، چگونه حکم صادره را میتوان اجرا کرد؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه صدور حکم خلع ید از زمين غصبی، ملازمه با قطع درختان یا تخریب بنای احداثی ندارد ولی ذینفع میتواند قلع بنای احداثی یا قطع درختان غرس شده به وسيله غاصب را هم خواستار شود. 23/7/1374 مورخ 4467/7 شماره نظریه «دعوی خلع ید مشاعی از جانب احد از شرکا عليه شریک دیگر که متصرف ملک است قابل پذیرش بوده و در صورت احراز حسب ماده 43 عمل میشود.» سؤال: شش دانگ یک ملک موروثی در اختيار احد از وراث است آیا ورثه یا سایر وراث حق دارند عليه متصرف ملک خود، که جزء ورثه است دادخواست خلع ید تقدیم نمایند؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه دعوی خلع ید ملک مشاعی از جانب احد از شرکا یا برخی از آنها عليه شرکت یا شرکایی که ملک مشاعی را انحصاراً در تصرف دارند قابل پذیرش بوده و در صورت احراز استحقاق خواهان یا خواهانها و صدور حکم خلع ید، حکم صادره بر مبنای مقررات ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی اجرا میشود. 19/1/1375 مورخ 310/7 شماره نظریه «هزینه دادرسی در دعوی خلع ید از اموال غيرمنقول همانند دعاوی مالی غيرمنقول بوده و اختلاف در مالکيت تأثيری در هزینه دادرسی ندارد.» سؤال: در قانون تشکيل دادگاههای حقوقی یک و دو دعوی خلع ید از اعيان غيرمنقول (قبل از حصول اختلاف در مالکيت بين اصحاب دعوی) از جمله دعاوی غيرمالی محسوب شده و رأی وحدت رویه شماره 585 مورخ 13/7/1372 نيز در همين زمينه صادر شده است. اکنون با توجه به قسمت اخير شق «ج» بند 12 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و... سؤال این است که آیا قانون اخير ناسخ مقررات قبل بوده و در دعاوی راجع به خلع ید از غيرمنقول اعم از اینکه اختلاف در مالکيت مطرح باشد یا نه هزینه دادرسی بایستی براساس قيمت منطقهبندی و ملاک وصول شود یا قانون اخيرالاذکر ناظر به دعاوی خلع ید از غيرمنقول پس از حصول اختلاف در مالکيت است؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه غيرمنقول، غير مالی تلقی میشد مگر اینکه اختلاف در مالکيت مطابق قانون تشکيل دادگاههای حقوقی یک و دو خلع ید از اعيان حاصل شود، ولی مطابق بند 12 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معين مصوب 28/12/1373 مجلس شورای اسلامی، دعوی خلع ید از اعيان غيرمنقول همانند دعاوی مالی غيرمنقول تلقی شده و از نظر پرداخت هزینه دادرسی، بر مبنای ارزش معاملاتی املاک در هر منطقه عمل میشود و اختلاف نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8%… 3/11 مازاد ملکی که در رهن است قابل بازداشت بوده وجزو مس(۱) تشریفات آیين دادرسی در کميسيونهای شبهقضایی مانند(۱) صادر نکردن قرار توامان رسيدگی در دو دعوی مرتبط با(۱) از منظر حقوقی اراده حقيقی متعاقدین صرفابر اساس ارا(۱) اولين جلسه اولين دادرسی(۱) عدم اعتبار قولنامه عادی در مقابل سند رسمی(۱) عدم انقال علامت تجاری در صورت انتقال سرقفلی(۱) نحوه تقویم خواسته و هزینه دادرسی(۱) نمونه دادخواست واخواهی از رای مستثنيات دین قابل توقيف و فروش غيابی(۱) نيستند(۱) بررسی دعوای متقابل(۱) پرونده دستور موقت(۱) اثبات مالکيت(۱) آئين نامه اجرائی قانون تملک آپارتمانها(۱) تقویم مهریه به نرخ روز(۱) آدرس شوراهای حل اختلاف(۱) آدرس شورای حل اختلاف تهران(۱) ارا وحدت رویه(۱) مشاوره حقوقی بانکی(۱) قراردادهای بانکی(۱) اجرای چک در اداره ثبت(۱) عدم توجه ایرادات نسبت به اسناد تجاری(۱) نمونه اساسنامه ها ی شرکت های تجاری(۱) مسئوليت مدیران شرکت های تجاری(۱) حدود اختيارات هيات مدیره شرکت های تجاری(۱) انعقاد قرارداد الکترونيکی(۱) رفع مزاحمت عدوانی و رفع تصرف عدوانی(۱) الزام به تنظيم سند رسمی آپارتمان(۱) آدرس ستاد و مراکز انتظامی و ادارات آگهی(۱) ادرس دادگاه و مجتمع های قضائی و مراجع تجدید نظر و(۱) اعتراض ثالث نسبت به مال توقيف شده(۱) خرید و فروش املاک رهنی(۱) سند رسمی(۱) قانون تعيين تکليف وضعيت ثبتی اراضی و ساختمانهای فا(۱) خليل اسایش(۱) تخليه(۱) اعتراض به رای کميسيون ماده ۱)56) فسخ رأی کميسيون ماده ۱)56) دعوای متقابل(۱) معامله به قصد فرار از دین(۱) دعاوی مالی و غير مالی(۱) حقوق تجارت الکترونيکی(۱) دستور موقت(۱) اعتبار امر مختوم(۱) در خواست تخليه به دليل تغير شغل(۱) اجاره نامه تجاری به ظاهر مسکونی(۱) استرداد دادخواست و استرداد دعوا(۱) استرداد دعوا توسط واخوانده(۱) استرداد دعوا(۱) استرداد دعوا و دادخواست(۱) توقيف دادرسی و استرداد دعوا یا دادخواست(۱) شرایط استرداد دادخواست(۱) نظریه های جدید مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائيه(۱) ملی شدن جنگلهای کشور(۱) کميسيون ماده واحده اراضی ملی قانون جنگلها و مراتع(۱) آراء وحدت رویه دیوان عدالت اداری براساس تاریخ دادن(۱) مشاوره حقوقی رایگان بخش کيفری(۱) تقویم مهریه به نرخ روز تقویم مهریه به نرخ روز(۱) حقوق مالکيت معنوی و انتقال فناوری(۱) راهنمای ثبت علامت تجاری بين المللی(۱) فروش ملک مشاع غيرقابل افراز(۱) ♦ آیين نامه قانون افراز و فروش املاک مشاع(۱) نشانی ادارات ثبت اسناد و املاک تهران و اجرای ثبت(۱) اثبات نکاح، الزام به ثبت و فسخ آن(۱) ابطال سند؛ تمليک سند رهنی(۱) زتدليس در ازدواج(۱) یا عدم اختلاف در مالکيت تأثيری ندارد. 16/5/1375 مورخ 2652/7 شماره نظریه «چنانچه مورد تجاوز مشمول مقررات ماده واحده لایحه قانونی راجع به رفع تجاوز و جبران خسارات وارده به املاک باشد فرقی بين موقوفه و غير آن نيست.» سؤال: با توجه به لایحه قانونی راجع به رفع تجاوز و جبران خسارات وارده به املاک مصوب 27/9/1358 شورای انقلاب چنانچه متصرف ملک موقوفه به اراضی مجاور که وقف هم نمیباشد تجاوز نماید آیا با جمع شرایط مذکور در قانون مزبور میتوان ملک دیگری را ضميمه موقوفه نموده و اسناد را اصلاح کرد. نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه چنانچه مجاور در اثر اشتباه در محاسبه یا سایر موارد مذکور در ماده واحده لایحه قانونی راجع به رفع تجاوز و جبران خسارت وارده به املاک مصوب 27/9/1358 شورای انقلاب به ملک مجاور تجاوز (منحصراً احداث بنا) نموده باشد در صورتی که متجاوز قيمت اراضی مورد تجاوز را با رعایت مفاد تبصره 1 همان قانون تودیع نماید. اعمال ماده واحده قانون مزبور فاقد اشکال قانونی است. دادگاه مراتب را پس از صدور حکم قطعی به اداره ثبت محل اعلام تا اسناد مالکيت طرفين اصلاح گردد و از این حيث فرقی بين موقوفه و غير آن نيست. 27/12/1375 مورخ 8236/7 شماره نظریه «در دعاوی خلع ید و اموال غيرمنقول، هزینه دادرسی باید با توجه به ارزش معاملاتی محل تعيين گردید مبلغ مندرج در قرارداد ملاک عمل نيست.» سؤال: در دعاوی الزام به تنظيم سند رسمی یا فسخ معامله در اموال غيرمنقول، آیا باید طبق آنچه که به عنوان ثمن معامله در قرارداد نوشته شده؛ هزینه دادرسی وصول شود یا وفق قانون وصول... مطابق ارزش معاملاتی محل اقدام گردد؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه در مواقعی که دعوی مالی غيرمنقول مطرح شده باشد، با توجه به بند 12 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معين مصوب سال 1373 هزینه دادرسی باید مطابق ارزش معاملاتی محل برآورد و اخذ گردد و مبلغ مندرج در قرارداد اثری در تعيين هزینه دادرسی ندارد. 12/4/1376 مورخ 1736/7 شماره نظریه «دعاوی تخریب یا تصرف عدوانی یا مطالبه خسارات عليه شهرداری یا شهردار یا پرسنل آن در صلاحيت دادگاههای عمومی است.» سؤال: آیا رسيدگی به دعاوی و شکایت عليه شهرداری یا شهردار یا پرسنل آن تحت عنوان تخریب، ورود خسارات، تصرف زمين و غيره (جهت تشخيص و ثبوت تخلف از قوانين یا عدم تخلف از قوانين) ابتداً در صلاحيت دیوان عدالت اداری است یا با مراجع قضائی دیگر است؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه شکایات و دعاوی عليه شهرداری یا شهردار و پرسنل و مأمورین شهرداری تحت عنوان تخریب یا تصرف عدوانی و یا مطالبه خسارات ناشی از تخریب یا تجاوز در دادگاهـهای عمومی قابل رسيدگی میباشد و تشخيص و ثبوت تخلف از قوانين یا عدم تخلف از قوانين توسط قاضی رسيدگی کننده به پرونده به عمل خواهد آمد و مراجعه ابتدایی به دیوان عدالت اداری ضرورتی ندارد مگر اینکه متضرر یا ذینفع قصد ابطال مصوبه شهرداری را داشته باشد. 30/9/1376 مورخ 6561/7 شماره نظریه «حکم بر الزام به تنظيم سند رسمی انتقال که مستلزم احراز تحقق عقد بيع است ایجاد حق خلع ید برای محکومله میکند ولی صدور حکم بر الزام به فروش بر مبنای تعهد مندرج در قرارداد حق درخواست خلع ید نمیکند.» سؤال: آیا دعوی خلع ید و تحویل و تسليم مبيع و دعوی مطالبه اجرتالمثل ملک غيرمنقول در فرض اینکه خوانده کسی باشد که در نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8%… 4/11 دستور موقت قبل از قبول اعاده دادرسی(۱) اجرای احکام افراز صادره از مراجع قضای(۱) قابليت یا عدم قابليت تجدیدنظرخواهی نسبت به تصميمات(۱) دادخواست تعدیل و الزام به تنظيم سند رسمی(۱) تخليه به دليل تغيير شغل(۱) اجاره ملک تجاری با ظاهر مسکونی بودن (۱)! اعتراض ثالث اجرایی مواد146و147 اجرای احکام(۱) اعتراض ثالث اجرایی ماده 146 و ۱)147) نحوه فروش ملک مشاع غيرقابل افراز(۱) نمونه دادخواست تقسيم مال مشاع(۱) اردیبهشت ۹٤ اسفند ۹۳ بهمن ۹۳ آبان ۹۳ اردیبهشت ۹۳ اسفند ۹۲ بهمن ۹۲ دی ۹۲ آذر ۹۲ آبان ۹۲ بهمن ۹۱ آرشيو مطالب حقوق ثبت کاربردی حقوق خانواده حقوق الکترونيک حقوق تجارت بين الملل حقوق جزا اختصاصی حقوق جزا عمومی حقوق تجارت حقوق پزشکی متفرقه مسائل حقوقی خودرو مجموعه کتابهای کاربردی حقوقی چاپ معاونت قوه قضائيه مسائل حقوقی امور بانکی مقالات حقوقی کاربردی پرسش و پاسخ حقوقی املاک اصل 49 قانون اساسی بيع اموال غير منقول بيع اموال غير منقول اسناد اخرین قانون تصویبی کاربردی آیين دادرسی کيفری آیين دادرسی مدنی اجرای احکام اجاره خصوص قلم حقوقی آیين نگارش حقوقی و نظرات قضات در ادرس دادسرا کلانتری و دادگاه های تهران اصول فقه آرا وحدت رویه صفحات دیگر چت روم | ارسال اس ام اس ام پی تری پلير | تبليغ رایگان | اخبار روز | آگهی رایگان | شارژایرانسل چای ساز مسافرتی | چت روم فارسی رستوران | ست حریم سلطان لباس عروس | پيامک انبوه لينک های مفيد امکانات وب دعوی راجع به همان ملک محکوم به تنظيم سند رسمی انتقال به نفع خواهان شده باشد قابل رسيدگی است یا منوط است به اینکه سند رسمی انتقال در دفترخانه به نام خواهان تنظيم شده باشد. نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه چنانچه دادگاه حکم به تحقق بيع و مالکيت خواهان داده و خوانده را باشد دعوی خلع ید که فرع بر مالکيت است بلااشکال خواهد بود ولی محکوم به انجام تشریفات رسمی (تنظيم سند رسمی انتقال) کرده اگر دادگاه معترض مسأله مالکيت و وقوع عقد بيع نشده باشد و فقط براساس ماده 10 قانون مدنی خوانده را از باب تعهدی که به فروش ملک کرده است ملزم به فروش رسمی آن نموده باشد صرف صدور رأی صادره کافی برای پذیرش دعوی خلع ید یا مطالبه اجور نخواهد کرد. 19/11/1376 مورخ 7719/7 شماره نظریه «اعمال مقررات حقوقی یا کيفری تصرف عدوانی نسبت به متصرف بستگی به شکایت شاکی دارد و در هر مورد طبق شکایت شاکی عمل میشود.» سؤال: در مورد مسایل تصرف عدوانی سؤالات زیادی مطرح است آیا اگر شکایتی بشود طبق قانون رفع تصرف عدوانی مصوب سال 1352 عمل میشود یا مقررات سابق دادسرا اعمال میگردد یا طبق قانون آیين دادرسی مدنی و قانون مجازات اسلامی رفتار میشود؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه ماده 690 قانون مجازات اسلامی از نظر مهلت و مدت شکایت، 1352 را ندارد و اعمال هر یک از دو قانون ارتباط به نحوه شکایت محدودیت مقيد در قانون اصلاح قانون جلوگيری از تصرف عدوانی سال شاکی دارد چنانچه دعوی تصرف عدوانی همراه با درخواست تعقيب کيفری نباشد براساس قانون سال 1352 و در صورتی که همراه با درخواست تعقيب کيفری باشد مقررات ماده 690 قانون مجازات اسلامی اعمال میگردد. ضمناً چنانچه براساس مواد 332 ،331 ،330، 326 ،323 ،333 و 329 و 334 قانون آیين دادرسی مدنی طرح دعوی شود طبق ضوابط این قانون عمل میگردد. 11/5/1377 مورخ 3654/7 شماره نظریه «صدور رأی بر قلع و قمع مستحدثات به درخواست احد از مالکيت فاقد اشکال است و اعتراض سایر مالکين مؤثر نيست.» سؤال: چنانچه متصرف در ملک مشاعی احداث بنا کرده و یا درختانی غرس کرده باشد آیا صدور حکم بر قلع مستحدثات و قطع درختان فقط به درخواست احد از شرکای ملک مجوز قانونی دارد یا خير؟ و اگر سایر مالکين معترض باشند چگونه خواهد بود؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه صدور رأی بر قلع و قمع مستحدثات و یا قطع درختان به درخواست احد از شرکای مشاعی فاقد اشکال قانونی است و اعتراض سایر مالکين نسبت به قلع بنای احداثی مؤثر در اجرای دادنامه نيست. 17/8/1377 مورخ 5965/7 شماره نظریه «نتيجه دعوی تسليط ید با خلع ید یکی است و لذا از نظر هزینه دادرسی با توجه به بند 12 ماده 3 قانون وصول... عمل میشود.» سؤال: با توجه به بند 12 ماده 3 قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معين مصوب 28/12/1373 آیا دعوی خلع ید هر چند اختلاف در مالکيت نباشد دعوی مالی تلقی میشود یا خير؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه با اینکه دعوی تسليط ید به ظاهر عکس دعوی خلع ید است ولی چون تسليط ید خواهان مستلزم خلع ید از شخص یا اشخاص است که به جای آنان، وضع ید خواهان صورت میگيرد لذا نتيجه تسليط ید، همان خلع ید است و به همين جهت از لحاظ هزینه دادرسی و ابطال تمبر مثل دعوی خلع ید است که با توجه به قسمت اخير بند 12 ماده 3 قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معين مصوب سال 1373 مثل دعوی خلع ید مالی است. نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8%… 5/11 بازدید کل 58961 ميانگين بازدید 67 بازدید دیروز 181 بازدیدهای امروز تا این لحظه 37 پيش بينی 64 مشاهده کل آمار خلاصه آمار وبلاگ 17/8/1377 مورخ 6098/7 شماره نظریه «قلع و قمع بنا در دعوی تصرف عدوانی چنانچه در حکم ذکر شده یا اجرای حکم ملازمه با آن داشته باشد امکانپذیر است.» سؤال: در موردی که حکم بر رفع تصرف عدوانی از غيرمنقولی صادر شده باشد و متصرف قبلاً در آن مستحدثاتی ایجاد نموده باشد، قلع و قمع این مستحدثات با چه شرایطی ممکن خواهد بود؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه در صورت صدور حکم به رفع تصرف عدوانی، قلع بنا و مستحدثات در موارد زیر ممکن است: 1­ در صورتی که مدعی خصوصی دادخواست قلع بنا داده و دادگاه نيز حکم بر قلع بنا داده باشد. 2­ در صورتی که اجرای حکم ملازمه با قلع بنا داشته باشد. 28/8/1377 مورخ 6384/7 شماره نظریه «بين خلع ید و تخليه از لحاظ مجاز بودن یا نبودن تصرف و مالی بودن یا نبودن آن تفاوت وجود دارد و به ماهيت آن باید توجه شود.» سؤال: خواهشمند است اعلام فرمایيد در نقاطی که قانون روابط موجر و مستأجر اجرا نشده و قانون مدنی لازمالرعایه است آیا ملک میتواند عليه مستأجر دادخواست خلع ید تقدیم دارد و اصولاً فرق بين تخليه و خلع ید چيست و چگونه از هم تشخيص داده میشوند؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه در عرف خاص قضائی بين خلع ید و تخليه تفاوت وجود دارد. یعنی تخليه در مورد اعيانی که با اذن مالک یا مجوز قانونی تصرف شده است و خلع ید مورد آنهایی که بدون اذن مالک یا مجوز قانونی تصرف گردیده است استعمال میشود. دعوی تخليه غيرمای اما دعوی خلع ید چنانچه اخلاف در مالکيت حاصل شود مالی است (هر چند از نظر هزینه دادرسی با توجه به قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معين مصوب سال 1373 عمل میشود) به هر حال در قوانين موضوعه چنين فرقی نه بالصراحه و نه بالکنایه و یا بالاشاره ذکر نشده است بلکه در مواردی خلع ید به جای تخليه به کار رفته است (ماده 7 قانون تشکيل دادگاههای حقوقی یک و دو) بنابراین نباید که به عنوان دعوی که خلع ید است یا تخليه توه کرد بلکه باید ماهيت دعوی را در نظر گرفت چنانچه در مالکيت اختلافی نباشد میتوان دعوی را تخليه یا رفع تصرف غيرمالی و در صورتی که در مالکيت اختلاف باشد خلع ید و مالی گرفت و لذا در مورد سؤال مطروحه که اختلاف در مالکيت وجود ندارد، چنانچه موجر عليه مستأجر دعوی را به عنوان خلع ید اقامه کرده باشد ماهيتاً همان دعوی تخليه است و ذکر یک عنوان به جای عنوان دیگر موجب صدور قرار عدم استماع دعوی نمیشود. 1/12/1377 مورخ 8734/7 شماره نظریه «پذیرش دعوی خلع ید موکول به احراز مالکيت اعم از عين یا منفعت است و داشتن سمت امانت کافی برای پذیرش خلع ید نيست.» سؤال: از طرف یک شرکت دوليت یک باب مغازه به عنوان امانت در اختيار شخصی قرار میگيرد بعد از مدتی شخص دیگری به ادعای بوده به استناد سمت امانت خود دادخواست خلع ید عليه شخص مالکيت متصرف مغازه مذکور میشود و شخص اول که امانتدار مغازه متصرف مدعی مالکيت میدهد. آیا دادگاه میتواند چنين دادخواستی را پذیرفته و حکم بر خلع ید متصرف صادر نماید؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه پذیرش درخواست خلع ید، مستلزم احراز مالکيت خواهان بر مورد تصرف، اعم از مالکيت عين یا منفعت است. درخصوص مورد استعلام به لحاظ اینکه خواهان خلع ید سمت امانت نسبت به مغازه موردنظر را داشته و فاقد مالکيت مورد بحث میباشد، پذیرش درخواست خلع ید به نفع امين توجيه قانونی ندارد. 8/2/1379 مورخ 2168/7 شماره نظریه «صدور حکم بر خلع ید به استناد سند عادی بيعنامه، صلحنامه یا نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8%… 6/11 هبهنامه مقدور نيست ولی با صدور حکم قطعی بر صحت اسناد مذکور، به استناد حکم صادره میتوان درخواست خلع ید مطرح کرد.» سؤال: چنانچه شخصی که دارای سند عادی مانند بيعنامه، صلحنامه یا هبهنامه است بخواهد عليه متصرف به استناد اسناد مذکور مورد بحث حکم بر خلع ید مالک متصرف صادر نماید یا اینکه باید قبلاً درخواست خلع ید نماید آیا دادگاه میتواند به استناد اسناد عادی صحت این اسناد را در دادگاه ثابت نماید؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه صرفاً به استناد اسناد عادی صلحنامه، هبهنامه یا بيعنامه نمیتوان حکم بر خلع ید متصرف صادر کرد. زیرا اسناد مذکور طبق مواد 46 تا 48 قانون ثبت به تنهایی نباید مورد استناد دادگاه قرار گيرد و کافی برای صدور حکم خلع ید نيست هر چند فروشنده یا مصالح یا هبهکننده دادخواست الزام فروشنده را به تنظيم سند رسمی انتقال یا تنفيذ صلحنامه و هبهنامه مطرح نموده و دادگاه حکم بر الزام فروشنده به انتقال ملک و یا حکم بر تنفيذ صلحنامه و هبهنامه صادر نماید و آرای صادره به مرحله قطعيت برسد، خواهان میتواند به استناد احکام قطعی دادگاه تقاضای خلع ید فروشنده یا مصالح و یا هبهکننده را بخواهد و در این صورت دادگاه میتواند با احراز تصرفات خوانده حکم بر خلع ید ایشان را صادر نماید. 29/2/1379 مورخ 1545/7 شماره نظریه «دعوی خلع ید به استناد سند عادی قابل پذیرش نيست مگر اینکه خوانده در دادگاه به صحت سند اقرار نماید.» سؤال: شخصی به استناد سند عادی بيعنامه دادخواست خلع ید عليه متصرف مبيع داده است آیا دادگاه با احراز تصرفات خوانده در ملک مذکور میتواند به استناد سند عادی بيعنامه عليه فروشنده متصرف دادخواست خلع ید تقدیم نماید و چنين درخواستی قابل پذیرش خواهد بود یا خير؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه در نقاطی که ثبت اسناد عقود و معاملات راجعه به عين و منافع اموال غير منقوله مطابق قانون ثبت اسناد و املاک اجباری باشد طبق ماده 48 قانون ثبت سندی که باید به ثبت برسد و به ثبت نرسيده باشد در هيچ یک از ادارات و محاکم پذیرفته نخواهد شد. بنابراین در فرض سؤال دعوی خلع ید قابل پذیرش نيست اما اگر خوانده به وقوع معامله در دادگاه اقرار کند از شمول ماده 48 قانون مزبور خارج خواهد شد و مأخوذ به اقرار خود خواهد بود. 2/11/1379 مورخ 1635/7 شماره نظریه «تصرف مجدد مورد حکم تصرف عدوانی مشمول ماده 693 قانون مجازات اسلامی و تصرف مجدد مورد حکمی که قطعی نشده مشمول ماده 176 قانون آیين دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی است.» سؤال: درصورتی که متصرف عدوانی پس از صدور حکم دادگاه مبنی بر رفع تصرف، مجدداً موردر حکم را عدواناً تصرف نماید کدام یک از مادتين 690 و 693 قانون مجازات اسلامی باید درباره مرتکب یا مرتکبين اعمال شود؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه در صورتی که اجرائيه مبنی بر رفع تصرف عدوانی براساس حکم قطعی صادر و به مورد اجرا گذاشته شده باشد و مجدداً مورد حکم، عدواناً تصرف شود، عمل مرتکب مشمول مقررات ماده 693 قانون مجازات اسلامی خواهد بود و چنانچه رأی صادره مبنی بر رفع تصرف عدوانی در اجرای ماده 175 قانون آیين دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قبل از قطعيت حکم، بلافاصله به مورد اجرا گذاشته شده باشد و شخص یا اشخاص دوباره مورد حکم را تصرف نمایند، عمل ارتکابی مشمول مقررات ماده 176 قانون اخيرالذکر بوده و مرتکب به همان مجازات مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم خواهد شد. نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8%… 7/11 25/9/1383 مورخ 7850/7 شماره نظریه «در عرف قضائی خلع ید در مورد تصرفات مجاز به کار میرود ولی در قانون مانند ماده 7 قانون تشکيل دادگاههای حقوقی یک و دو سابق خلع ید به جای تخليه به کار رفته است به هر حال ماهيت دعوی ملاک تخليه یا خلع ید است.» سؤال: فرق بين دعوی خلع ید و تخليه چيست؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه در عرف خاصی قضائی بين خلع ید و تخليه از لحاظ مجاز بودن و یا نبودن تصرف تفاوت وجود دارد. یعنی تخليه در مورد اعيانی که با اذن مالک یا مجوز قانونی تصرف شده است و خلع ید در مورد آنهایی که بدون اذن مالک یا مجوز قانونی تصرف گردیده استعمال میشود. ليکن در قوانين موضوعه چنين فرقی نه بالصراحه و نه بالکنایه و یا بالاشاره ذکر نشده است بلکه در مواردی خلع ید به جای تخليه به کار رفته است (از جمله در ماده 7 قانون تشکيل دادگاههای حقوقی یک و دو سابق) بنابراین نباید به عنوان دعوی که خلع ید است یا تخليه توجه کرد بلکه باید ماهيت دعوی را در نظر گرفت و در هر حال میتوان در این باره از خواهان اخذ توضيح نمود. 11/2/1384 مورخ 730/7 شماره نظریه «صدور حکم بر خلع ید ملازمه با داران بودن سند مالکيت یا رأی قطعی بر مالکيت خواهان دارد با سند عادی صدور حکم قابل پذیرش نيست.» عمومی آیا پذیرش دعوی خلع ید با سند عادی ممکن است و آیا غی سؤال: با توجه به رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 هيأت از خلع ید سایر دعاوی نيز بدون داشتن سند مالکيت پذیرفته نمیشود؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه اولاً: با توجه به اینکه رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 هيأت عمومی دیوان عالی کشور راجع به دعاوی خلع ید صادر شده است، این رأی در کليه دعاوی خلع ید، اعم از اینکه درم ورد اراضی یا اعيان باشد، لازمالرعایه است. ثانياً: صدور حکم بر خلع ید و قلع و قمع بنا به استناد سند عادی بيعنامه بدون اینکه رأی قطعی بر صحت آن صادر شده باشد، توجيه قانونی ندارد. لذا در صورتی که مدعی خلع ید فاقد سند رسمی مالکيت باشد، قبل از طرح دعوی خلع ید باید مالکيت قانونی خود را ثابت و مسجل نماید اما رأی وحدت رویه مذکور مانع از آن نيست که در غير دعاوی خلع ید دادگاه ادعای خواهان را مورد رسيدگی و صدور حکم قرار دهد. ثالثاً: رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 همانطور که در بند 1بيان شد در کليه دعوی خلع ید لازمالرعایه است. طرف نظر از اینکه پرونده در دادگاه عمومی یا دادگاه تجدیدنظر مطرح باشد. رابعاً: با توجه به اینکه دعوی اثبات مالکيت با دعوی خلع ید تفاوت دارد، رأی وحدت رویه مذکور در دعوی اثبات مالکيت قابليت استناد ندارد. لذا در فرض استعلام، دعوی باید طبق قانون مورد رسيدگی و اتخاذ تصميم قرار گيرد. بدیهی است در مورد قلع و قمع بنا نيز مدعی در وهله اول باید مالکيت قانونی خود را ثابت نماید. بنابراین در صورتی که مالکيت مدعی مستند به ادله و مستندات قانونی نباشد، این دعوی قابل پذیرش نخواهد بود. 21/3/1384 مورخ 1798/7 شماره نظریه «در اموال غيرمنقول و خلع ید ملاک تعيين هزینه دادرسی، ارزش منطقهای است نه خواسته دعوی و نظریه کارشناس.» سؤال: آیا در مورد اموال غيرمنقول و خلع ید میتوان براساس تقویم خواسته یا در صورت اعتراض طبق نظریه کارشناس هزینه دادرسی را وصول کرد؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه با توجه به صراحت بند 12 ماده 3 قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معين در دعاوی مالی غيرمنقول و خلع ید از اعيان غيرمنقول هزینه دادرسی باید مطابق ارزش معاملاتی املاک در نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8%… 8/11 هر منطقه تقویم و براساس آن هزینه دادرسی پرداخت شود. بنابراین ارزش واقعی ملک که کارشناس تعيين نموده است ملاک وصول هزینه دادرسی نمیتواند باشد همچنان که مبلغی که خواهان به عنوان بهای خواسته ذکر میکند، هر چند که برابر ارزش واقعی ملک باشد، ملاک وصول هزینه دادرسی نيست. به عبارتی دیگر در این گونه دعاوی قانونگذار ارزش معاملاتی املاک در هر منطقه را (که غالباً با ارزش واقعی املاک هم برابر نبست و کمتر است) ملاک وصول هزینه دادرسی قرار داده است نه چيزی دیگری را و این خاص مخصص عمومات دیگر است. 11/7/1384 مورخ 4826/7 شماره نظریه «در مواردی که حکم به رفع تصرف عدوانی صادر میشود، حکم صادره عليه هرکس که متصرف فعلی است به مرحله اجرا درمیآید.» سؤال: در صورتی که حکم به رفع تصرف عدوانی صادر شود اما قبل از اجرای حکم، ملک مورد تصرف عدوانی به تصرف شخص دیگری داده شده باشد، آیا مدلول حکم، عليه متصرف اخير قابل اعمال است؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه در مواردی که حکم به رفع تصرف عدوانی صادر میشود توجهاً به ماده 174قانون آیين دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی فرض بر این است که دادگاه تصرف عدوانی شخص یا اشخاص معين رار احراز و سپس مبادرت به صدور حکم نموده است اگر قبل از اجرای مدلول حکم، ملک مورد تصرف عدوانی به تصرف غير داده شده است بایستی حکم صادره عليه هرکس که متصرف فعلی است به مرحله اجرا درآمد ماده 44 قانون اجرای احکام مدنی نيز در این خصوص تعيين تکليف نموده است. 18/10/1384 مورخ 7343/7 شماره نظریه «مراد مقنن از عدم رعایت تشریفات آیين دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی در رسيدگی به دعاوی تصرف عدوانی، ممانعت از حق و مزاحمت، مراحل دادرسی پس از اقامه دعوی است. برای اقامه دعاوی مذکور مستلزم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی میباشد.» سؤال: آیا رسيدگی به دعاوی تصرف عدوان، ممانعت از حق و مزاحمت مستلزم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی است؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه با عنایت به اینکه در ماده 48 قانون آیين دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مقرر شده «شروع به رسيدگی در دادگاه مستلزم تقدیم دادخواست میباشد» و ماده 177 همان قانون که رسيدگی به دعاوی موضوع فصل هشتم قانون آیين دادرسی را تابع تشریفات آیين دادرسی ندانسته، ظاهراً مراد مقنن مراحل دادرسی پس از اقامه دعوی بوده ولی اقامه دعاوی مذکور، مستلزم تقدیم دادخواست میباشد. مگر در مواردی که به تصریح قانون با تقدیم شکایت قابل پيگيری است مانند مواد 166 و 170 فصل هشتم همان قانون، و معنی عبارت «تابع تشریفات آیين دادرسی نبوده...» مذکور در ماده 177 قانون آیين دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مکلف است طبق ماده 503 همان قانون هزینه دادرسی را پرداخت مدنی معافيت خواهان از پرداخت هزینه دادرسی نيست بلکه خواهان نماید. 14/8/1385 مورخ 6051/7 شماره نظریه «در صورتی که بدون داشتن سند مالکيت استحقاقق و مالکيت خواهان ثابت شود، مانند موردی که طرف مقابل در دادگاه اقرار به مالکيت خواهان مینماید صدور حکم خلع ید یا مطالبه اجرتالمثل به نفع خواهان قانوناً بلااشکال است و با رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 در تعارض نيست.» سؤال: آیا استماع دعوی خلع ید و اجرتالمثل مستلزم ارائه سند مالکيت است یا بدون داشتن سند مالکيت با احراز استحقاق و مالکيت خواهان صدور حکم فاقد اشکال قانونی است؟ نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8%… 9/11 نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه استماع دعوی خلع ید طبق رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 فرع بر ارائه سند مالکيت نيست بلکه احراز و اثبات مالکيت توسط دادگاه مهم میباشد و اگر بدون داشتن سند مالکيت استحقاق و مالکيت خواهان توسط دادگاه رسيدگیکننده احراز شود صدور حکم بر له خواهان فاقد اشکال قانونی خواهد بود. وقتی که دعوی خلع ید از مصادیق رأی وحدت رویه مذکور باشد به طریق اولی دعوی مطالبه اجرتالمثل مشمول آن رأی خواهد بود. زیرا همانطور که سند مالکيت تنها طریق اثبات مالکيت نيست و پس از احراز مالکيت با ادله و اسناد دیگر میتوان تقاضای خلع ید نمود، در صورتی که استحقاق خواهان در مطالبه اجرتالمثل ثابت شود مانند موردی که طرف مقابل در دادگاه اقرار به مالکيت خواهان مینماید و یا حکم دادگاه مؤید مالکيت وی میباشد مطالبه اجرتالمثل در این موارد، ولو اینکه سند رسمی به نام خواهان نباشد، قانوناً بلااشکال و با رأی وحدت رویه در تعارض نيست. 24/11/1385 مورخ 8856/7 شماره نظریه «دستور موقت موضوع ماده 174 قانون آیين دادرسی مدنی اختصاص به دعاوی تصرف عدوانی، مزاحمت و ممانعت از حق دارد و با دستور موقت موضوع ماده 310 همان قانون که عام و کلی است تفاوتهای زیادی دارد.» سؤال: آیا بين دستور موقت موضوع ماده 174 قانون آیين دادرسی مدنی با دستور موقت موضوع ماده 320 همان قانون، تفاوتی وجود دارد؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه دستور موقت موضوع ماده 174 قانون آیين دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی اختصاص به دعاوی تصرف عدوانی مزاحمت و ممانعت از حق دارد و خواهان باید قبل از صدور رأی درخواست جلوگيری از ایجاد آثار تصرف و یا تکميل اعيانی از قبيل احداث بنا یا غرس اشجار یا کشت و زرع یا از بين بردن آثار موجود و جلوگيری از ادامه مزاحمتم و یا ممانعت از حق را بنماید که در این صورت دادگاه قبل از صدور رأی چنانچه دلایل خواهان را برای صدور دستور موقت موجه تشخيص دهد، دستور موقت صادر خواهد کرد و با صدور حکم بر رد دعوی مرتفع میشود. اما دستور موقت موضوع ماده 320 و بعد این قانون اولاً عام و کلی است. ثانياً قبل از طرح دعوی اصلی نيز امکان درخواست صدور دستور موقت وجود دارد. ثالثاً ممکن است تقاضای دستور موقت در یک شعبه و رسيدگی به دعوی اصلی در شعبه دیگری مطرح شود. رابعاً در مورد این دستور موقت باید فوریت آن احرازشود. خامساً اجرای این دستور موقت مستلزم تأیيد رئيس حوزه قضائی است. سادساً درخواست دستور موقت مذکور نياز به پرداخت هزینه دادرسی دارد و... بنابراین دستور موقتهای دوگانه مذکور با هم اختلاف زیاد دارند و نمیتوان الزامات و مسائلی را که در 174 تسری داد. بنابراین دستور موقت ماده 174 اولاً نياز به تأیيد رئيس مورد دستور موقت ماده 310 قانون مذکور وجود دارد به دستور ماده حوزه قضائی ندارد. ثانياً مستلزم اخذ خسارات احتمالی نيست. 14/12/1385 مورخ 9502/7 شماره نظریه «اجرای حکم خلع ید عيه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع اشکال قانونی ندارد، هر چند تعلق مستحدثات ایجاد شده در عرصه مشاع به محکومعليه، محرز باشد.» سؤال: آیا میتوان حکم خلع ید و قلع و قمع بنای احداثی در عرصه مشاع، را به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع، اجرا نمود، یا وجود مستحدثات متعلق به محکومعليه، مانع اجرای حکم است؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه اولاً: به لحاظ اینکه تفکيک ملک مشترک و مشاعی حالت اشاعه و اشتراک آن را از بين نمیبرد، اجرای حکم خلع ید عليه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک مشاع اشکال قانونی ندارد اما طبق ماده 43 قانون اجرای احکام مدنی، از تمام ملک خلع ید میشود ولی تصرف در ملک خلع ید شده مشمول مقررات املاک مشاعی نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8… 10/11 است و منظور از مقررات املاک مشاعی در این ماده مقرراتی است که در قانون مدنی به طول پراکنده من جمله مقررات مربوط به شرکت در مواد 571 الی 606 قانونمندی و مقررات مربوط به تقسيم اموال مشترک بين ورثه در قانون امور حسبی و نيز قانون تملک آپارتمانها و قانون افراز و فروش املاک مشاع مصوب سال 1357 قيد شده است. ثانياً: در صورتی که اعيانی موضوع حکم در عرصه مشاع احداث شده باشد وجود آن در محل اجرای حکم قطعی لازمالاجرای خلع ید مانع اجرای حکم صادره نمیشود هر چند تعلق مستحدثات به محکومعليه بنای احداثی هم صادر شده است. صاحب اعيانی میتواند اعيانی محرز باشد و با عنایت به این که در فرض استعلام حکم بر قلع و قمع احداث شده را تخریب و مصالح آن را ببرد یا به نحوی با محکومله توافق نماید. 29/5/1386 مورخ 3572/7 شماره نظریه «در دعوی خلع ید چنانچه خواهان سند مالکيت نداشته باشد، اما استحقاق و مالکيت خواهان توسط دادگاه رسيدگیکننده احراز شود، صدور حکم بر له خواهان فاقد اشکال قانونی است.» سؤال: آیا دعوی خلع ید خواهان بدون داشتن سند مالکيت قابل استماع است؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه استماع دعوی خلع ید طبق رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 هيأت عمومی دیوان عالی کشور فرع بر ارائه سند مالکيت نيست بلکه احراز و اثبات مالکيت توسط دادگاه مهم میباشد و اگر بدون داشتن سند مالکيت استحقاق و مالکيت خواهان توسط دادگاه رسيدگیکننده احراز شود صدور حکم بر له خواهان فاقد اشکال قانونی خواهد بود. همچنين در صورتی که استحقاق خواهان در مطالبه اجرتالمثل ثابت شود مانند موردی که طرف مقابل در دادگاه اقرار به مالکيت خواهان مینماید و یا حکم دادگاه مؤید مالکيت وی میباشد مطالبه اجرتالمثل و امثال آن در این موارد، ولو اینکه سند رسمی به نام خواهان نباشد، قانوناً بلااشکال و با رأی وحدت رویه در تعارض نيست. 26/6/1386 مورخ 4195/7 شماره نظریه «قانون اصلاح قانون جلوگيری از تصرف عدوانی مصوب سال 1352 در مورد اموال منقول حاکم است.» سؤال: با توجه به قانون آیين دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379، آیا رعایت مهلت یک ماهه مقرر در مواد 2 و 5 قانون اصلاح قانون جلوگيری از تصرف عدوانی مصوب سال 1352 لازمالرعایه است؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه مهلت یک ماهه مقرر در مواد 2 و 5 قانون اصلاح قانون جلوگيری از تصرف عدوانی مصوب سال 1352 به موجب مواد 158 به بعد قانون آیين دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال 1379 در مورد اموال غيرمنقول نسخ شده و در آنها مهلت مذکور رعایت نمیشود لکن مقررات قانون آیين دادرسی مدنی مذکور شامل اموال منقول نيست و قانون اصلاح قانون جلوگيری از تصرف عدوانی مصوب سال 1352 در مورد اموال منقول حاکم است. 3/10/1386 مورخ 6616/7 شماره نظریه «با توجه به رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 هيأت عمومی دیوان عالی کشور، چنانچه دعوی خلع ید، راجع به ملک ثبت نشده باشد و دادگاه رسيدگی کننده به دعوی خلع ید، تصرفات مالکانه خواهان را احراز نماید، صدور حکم خلع ید بلااشکال است.» سؤال: آیا پذیرش دعوی خلع ید، راجع به ملک ثبت نشده با وجود احراز تصرفات مالکانه خواهان، با رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 هيأت عمومی دیوان عالی کشور، در تعارض است؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه با توجه به اینکه در رأی وحدت رویه شماره 672 مورخ 1/10/83 هيأت نظرات مشورتی خلع يد و تصرف عدوانی ­ مشاوره حقوقی رايگان/خليل آسايش عضو کانون وکلای دادگستری مرکز 7/22/2015 file:///C:/Users/ESMATI/Desktop/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%20%D8… 11/11 (00) نظرات [ آسایش خليل ] [ ظ.ق ۲۷:۱۱ ] [ ۲۲/۱۱/۱۳۹۲ ] عمومی دیوان عالی کشور، تصریح شده، صدور حکم خلع ید فرع بر احراز مالکيت مدعی است. بنابراین چنانچه خواهان دعوی تخليه یا خلع ید سند مالکيت نداشته و به عبارت دیگر ملک او به ثبت نرسيده ليکن در ملک خود تصرف مالکانه داشته باشد و دادگاه رسيدگیکننده به دعوی خلع ید تصرفات مالکانه خواهان را احراز نماید، صدور حکم خلع ید مستند به موازین قانون و رأی وحدت رویه است. 1/11/1386 مورخ 7239/7 شماره نظریه «چنانچه مالکيت متقاضی ثبت نسبت به ملک مورد درخواست ثبت مسجل باشد، صدور حکم خلع ید منوط به ثبت ملک در دفتر املاک نيست.» سؤال: آیا خواهان میتواند صرفاً با استناد به اظهارنامه ثبتی بربای اثبات مالکيت خود و بدون اینکه تصرفی در ملک مورد تنازع داشته باشد، دعوی خلع ید اقامه نماید؟ نظریه اداره کل حقوقی قوه قضائيه استناد خواهان صرفاً به اظهارنامه ثبتی برای اثبات مالکيت خود و بدون اینکه تصرفی در ملک مورد تنازع داشته و یا دلایلی برای اثبات مالکيت خود اقامه و ابراز داشته باشد، کافی برای پذیرش دعوی خواهان به خواسته خلع ید نخواهد بود. ولی چنانچه پس از نشر آگهی و تسليم اظهارنامه ثبتی، مدت اعتراض به ثبت گذشته باشد و مالکيت متقاضی ثبت نسبت به ملک مورد درخواست ثبت مسجل باشد رسيدگی به دعوی خلع ید قانوناً مانعی نداشته و دادگاه در صورت احراز صحت دعوی، حکم به خلع ید صادر خواهد کرد. در این صورت صدور حکم خلع ید منوط به ثبت ملک در دفتر املاک نيست. زیرا به موجب ماده 24 قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 1310 پس از انقضای مدت اعتراض دعوی اینکه در ضمن جریان ثبت تضييع حقی از کسی شده پذیرفته نخواهد شد نه به عنوان قيمت نه به هيچ عنوان دیگر خواه حقوقی باشد خواه جزایی.ظ

: نکاح 99 ساله و امثال آن دایم است یا موقت ؟

سؤال : نکاح 99 ساله و امثال آن دایم است یا موقت ؟

 

پاسخ : 

الف ) اتفاق آراء: در مورد این موضوع بین فقها اختلاف نظر وجود دارد. برخی گفته اند چون مدت دارد، زن به اراده خود مشکل به وجود آورده است ، شارع در قبال آن مسؤلیت ندارد و عقد موقت می باشد. حضرت امام خمینی (ره) در پاسخ اعلام کرده اند که در عقد ازدواج اگر مدت ذکر شده و لو اینکه طولانی باشد، عقد، متعه می باشد. آیت الله حسین نوری همدانی هم این عقد را موقت می دانند. حضرت آیت الله گلپایگانی عقد موقتی را که به صورت عمری صیغه اش خوانده شده باطل دانسته اند. همچنین حضرت آیت الله سیستانی فرموده اند اگر صیغه های دراز مدت به مقداری باشدکه از حد احتمالی عمر زوجین بیشتر باشد، باطل است. دکتر لنگرودی معتقد است هر گاه در طبیعت عقد نکاح اختلاف شود، اصل آن است که دایم است. دکتر کاتوزیان نیز عقیده دارد اگر عقد طرفین در دایم و موقت معلوم نباشد، اصل آنست که دایم است. حقوقدانها تمایل بیشتری دارند که عقد 99 ساله و مثل آن را عقد دایم بدانند و محاکم نیز آرائی در همین رابطه اصدار کرده اند.

ب ) نظر کمیسیون: با توجه به تعریف نکاح منقطع در ماده 1075 قانون مدنی مبنی بر اینکه « نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.» و با عنایت به آثار حقوقی و شرایطی که برای نکاح منقطع از جهت عدم توارث و نداشتن نفقه و ذکر مدت و تعیین نفقه مترتب است ، نکاح مورد سؤال با تقدیر صحت، منقطع بوده و احکام عقد منقطع بر آن مترتب خواهد بود. در خلال مدت زوج می تواند نفقه مدت را بذل کند و در صورت فوت، زوجین از همدیگر ارث نمی برند و نفقه زوجه مزبور بر عهده زوج نیست . بنابراین با توجه به حاکمیت اراده طرفین و مراتب فوق ، نکاح مزبور منقطع 

اعاده دادرسی

سلام.من محکوم به حبس شدم و می خواهم اعاده دادرسی کنم.رأی تازه به من ابلاغ شده و هنوز به اجرای احکام فرستاده نشده است. می خواستم بدونم درخواست اعاده دادرسی را به چه شکل باید تنظیم کنم ؟

 

متن پاسخ :

درخواست اعاده دادرسی در پرونده های حقوقی از دادگاه صادرکننده حکم (ماده ۴۳۳ ق. آ.د.م)و در پرونده های کیفری از دیوان عالی کشور (ماده ۲۷۴ ق.آ.د.ک) صورت می گیرد بنابر این در امور کیفری طبق درخواست ذیل درخواست اعاده دادرسی می نمائید: بسمه تعالی ریاست محترم دیوان عالی کشور با سلام ، احتراماً در خصوص احکام صادره از شعب بدوی و تجدید نظر مبنی بر محکومیت اینجانب ……… به اتهام …… به تحمل ……… سال (ماه ) حبس تعزیری و پرداخت مبلغ ……… ریال جزای نقدی طی دادنامه های شماره ………. مورخ ………. صادره از شعبه ………… دادگاه عمومی ……….. و شماره …….مورخ ………… صادره از شعبه ……….. دادگاه تجدید نظر استان ……… مستنداً به بندهای ….. از ماده ۴۶۶ قانون آیین نامه دادرسی کیفری و بند های …….. از ماده ۲۳ قانون اصلاح پاره ای از قوانین دادگستری مصوب سال ۱۳۵۶ (و در حال حاضر بند های ………… از ماده ۲۷۲ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امر کیفری مصوب سال ۱۳۷۸ ) و با توجه به جهات و دلایل دیل الذکر : ۱-……………………………………………………………………………………………………….. ۲-………………………………………………………………………………………………………. ۳-……………………………………………………………………………………………………….. تقاضای اعاده دادرسی داشته ، استدعای موافقت با درخواست و ارجاع امر جهت رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض دادگاه صادرکننده حکم قطعی را دارم . با تشکر و تجدید احترام نام و نام خانوادگی (متقاضی) امضاء و تاریخ

اعاده دادرسی

آیا می‌توان از آراء قطعی شوراهای حل اختلاف تقاضای اعاده دادرسی کرد در صورت مثبت بودن جواب مرجع قبول و پذیرش دادخواست اعاده دادرسی خود شوراست یا دادگاه‌های عمومی؟

 

متن پاسخ :

از مجموع مواد فصل سوم از باب پنجم قانون آیین‌دادرسی و باب چهارم آیین دادرسی کیفری و همچنین آیین‌نامه اجرایی شوراهای حل اختلاف، جواز اعاده دادرسی در مورد آراء شوراهای مذکور استنباط نمی‌شود اعم از این که آراء مذکور به تأیید دادگاه عمومی رسیده یا نرسیده باشد.

ماده 420 قانون مدنی

معامله ای انجام گردیده آیا با توجه به قید کلمه فوری در ماده 420 قانون مدنی ؛ فروشنده می تواند حدود شش ماه بعد ادعای غبن نماید و اصولاً نحوه اثبات و اطلاع از تاریخ علم شخص مغبون چگونه می باشد؟

 

متن پاسخ :

فوریت مورد نظر در ماده 420 قانون مدنی هم زمان با علم به آن است و چنانچه فردی بعد از مدت طولانی از انجام معامله ؛ علم به غبن پیدا کند و فی الفور اقدام به استفاده از خیار غبن بنماید و اسباب و دلائل وقفه ( در تأخیر اعمال خیار ) را نیز بتواند در دادگاه ثابت نماید ، این ترتیب منافاتی با روح ماده مورد نظر ندارد.(نظر اداره حقوقی قوه قضائیه ) موفق باشید.

طلاق بمعنای مفارقت و جدایی و بریدن میباشد

فرایند چگونگی گرفتن طلاق، مدارک لازم، زمان، هزینه ها و آخرین قوانین مربوط به طلاق

طلاق بمعنای مفارقت و جدایی و بریدن میباشد اما برای درک بهتر مفهوم طلاق شرعی لازم است به نکاتی چند توجه داشته باشیم.

اول اینکه در مفهوم واقعی ازدواج در دین و شریعت ما وظایف زن و شوهر بگونه ای متفاوت و خاص تعریف میشود این شرایط شاید بخاطر پیشینه تاریخی و فرهنگی حاکم بر فرهنگ و اداب بنیادینی بوده که اسلام در آن ظهور کرده است. بر اساس این قواعد مرد مکلف به تامین معاش و متضمن شرایط رفاهی خانواده بوده و نقش خارجی و واسطه برای محیا کردن لوازم آرامش خانواده را بر عهده داشته در حالی که زن در نقش سنتی خود واسطه داخلی ایجاد آرامش برای خانواده بوده و از جهت تامین معاش خانواده مسولیت کمتری را بر عهده داشته است. هرچند در سالهای گذشته تغییرات ایجاد شده این شرایط را تغییر داده اما همچنان نقش زن و مرد در خانواده با مقداری تغییر همچنان بقوت خود باقیست.

با توجه به نگرشهای مذکور میتوان انتظار داشت که قوانینی مثل طلاق چگونه طرح ریزی شده باشند.
در نگرشی مستقیم به مفهوم حقوقی و شرعی طلاق باید بدانیم براساس روابطی که از جهت ایجاد پیوند بوجود آمده جوانب مختلفی را شامل میشود از یک طرف پیوند عاطفی ایجاد شده اغنا کننده روح تشنه دو انسان تنها میتواند باشد و از جهات دیگر نیازهای مسلم و طبیعی انسان به مسیر سالم و امن هدایت میشود.

اما قاعده کلی که بر روابط زن و مرد حاکم میشود حقوق خاصی را برای طرفین بهمراه میاورد .شاید قواعد و قوانینی که در اسلام رابطه بین زن و مرد را مشخص میکند در نگاهی سطحی غریب بنظر برسد مثلا زن میتواند برای شیر دادن به فرزند خود از شوهرش تقاضای اجرت کند و این موضوع به عهده او گذاشته نشده و یا اینکه مرد در هر زمانی میتواند از همسر خود تقاضای روابط زناشوئی بکند و زن باید در انجام خواسته مرد مطیع باشد و . . . .

اما چیزی که عملا به روح زندگی مشترک کمک میکند و چرخ زندگی مشترک را به جلو میبرد این حقوق نیست بلکه تفاهم و گذشت است که به روح زندگی مشترک طراوت میبخشد. و عملا اینطور نیست که مرد به زن خود با دید وسیله نگاه کند و یا زن فکر کند باید از هر وسیله ای برای کسب در آمد و پس انداز نگاه کند.

اما پیکره ازدواج در زمان شکل گیری با قواعدی شکل میگیرد که به مرد اجازه میدهد با قبول مسولیتهای خارجی بیشتر نقش عمده ای در شکل گیری زندگی مشترک داشته باشد که این مسولیتها از زمان خواستگاری آغاز میشود اما زمانی که به هر دلیل امکان ادامه زندگی وجود نداشته باشد چون قواعد گذشته حاکم بر اساس این زندگی مشترک شرایط یاد شده را داشته طبعاً با شرایط خاصی روبرو خواهد شد .
طبق نظر شرع طلاق یا بخواسته مرد یا زن و یا هر دوی آنها میباشد . اما در صورتی که زن نخواهد با مرد زندگی کند به این ترتیب عمل میکند که پیشنهاد میدهد تا مرد از حقوقی که بر گردن زن دارد بگذرد چون به محض عقد دائم زن متعهد شده تا آخر عمر عهده دار نیازهای مرد باشد و مرد هم همین تعهد را قبول کرده است.

و در این مرحله پذیرفتن یا رد این مساله که زن را از عهده مسولیتهایش رها کند به عهده مرد میباشد و معمولا در کنار این تقاضای زن نوعی بخشش هم همراه میشود ، که مثلا زن میگوید حاضرم فلانمقدار از مهریه خود را هم به مرد ببخشم تا رها شوم . اما در کل اگر شرایط خاصی نباشد و وکالتی داده نشده باشد پذیرفتن این مساله بعهده مرد میباشد .
شکل دیگر مساله به این صورت است که مرد پیشنهاد دهنده است اما در این حال قضیه فرق میکند .

مرد پیشنهاد خود را به این شکل بیان میکند :
من تمام حقوق زن خود را میدهم و در مقابل حقوقی که به گردن زن خود دارم را میبخشم .طبیعیست در این شرایط که مرد حقوق زن را میپردازد و و از حقوق خود میگذرد دیگر جای چون و چرا باقی نمیماند و طبق موازین مفارقت میتواند از طرف مرد یکطرفه ایجاد شود .
اگر بخواهیم در یک دید جدید به ازدواج نگاه کنیم و قواعد اساسی را عوض کنیم شاید بتوانیم قوانینی که از آن قوانین بنیادین سر چشمه گرفته است را تغییر دهیم .
برای اینکه زن بتواند مثل مرد بیاید و شوهر خود را طلاق دهد باید بتواند شرایطی مثل شرایطی که مرد موقع طلاق فراهم میکند ایجاد نماید یعنی حقوق مرد را بپردازد و از حقوق خود بگذرد اما سوال اینجاست که چگونه زن میخواهد هم حقوق مرد رابپردازد و هم از او تمکین نکند .
بنابراین در تعریف حقوق مرد و زن دچار دگرگونی خواهیم شد مثلا باید عنوان شود تمکین زن از مرد سلیقه ای بوده و الزامی به آن نیست یعنی زن خواست شب نزد شوهرش خواهد بود و نخواست خانه پدرش میرود و زندگی را ادامه میدهد و متعاقباً مرد مسولیتی از جهت معاش خانواده ندارد هر وقت خواست خرج خانواده خود را میدهد و هر وقت نخواست نمیدهد .
مهریه هم از اصل برداشته میشود و یا متقابل میشود مرد 100 سکه میدهد و زن جهیزیه ده میلیون تومانی به شوهر میدهد و در مورد آن دیگر حقی ندارد و به ملکیت شوهر در میاید یعنی یک تعویض نابجا و بی ارزش چون مرد از اول میتواند همان هزینه را برای خرید لوازم زندگی بکند .
در مورد خواستگاری زنها هم اقدام به خواستگاری می کنند مثلا سال 2020 میشنویم دختری ده جا خواستگاری رفته ولی به او شوهر نداده اند.

اقرارزوج به عدم استطاعت جهت پرداخت نفقه از مصادیق عسروحرج است
رای شعبه 30 دیوان عالی کشور

(( با توجه به اقرار زوج به این که قدرت مالی نداردکه بتواند مخارجه زوجه ومسکن برای او تهیه کند مورد از مصادیق ماده 1129 قانون مدنی می باشد، مضافا" براین که در مورد پرونده بند 1 و 9 از شرایط ضمن عقد که به امضای زوجین رسیده تحقق پیدا کرده و با استعلام از مدت محکومیت زوج احیانا" بند 6 نیز تحقق پیدا می کند  بنابراین دادنامه تجدید نظر خواسته که مراعات جهات فوق نشده نقض و به شعبه همعرض ارسال می شود0)) (71/1075/30)

مرجع : کتاب علل نقض آراءمحاکم درموضوعات احوال شخصیه ومدنی دردیوان عالی کشور
تالیف : یداله بازگیر،ازانتشارات ققنوس ،چاپ اول ، 1376
 سابقه : در این پرونده زوجه به طرفیت همسرش به خواسته تعیین و تکلیف طلاق دادخواستی به دادگاه تقدیم داشته است  زوجه توضیح داده ((همسرم طبق دادنامه های ذکر شده به جزای نقدی و زندان محکوم شده و فعلا" در زندان به سر می برد و قدرت پرداخت نفقه و ]تهیه [ مسکن برای من ندارد0 چطور می توانم با چنین مردی زندگی کنم و تقاضای طلاق نموده ام.
در جلسه دادرسی زوجه اظهار داشت (( همسرم به شش سال زندان محکوم شده و دارای زن دیگری با بچه می باشد و تا به حال مخارج مرا نپرداخته و فعلا" در خانه پدرم می باشم 0 خانه استیجاری داشتم ، وقتی شوهرم به زندان رفت صاحبخانه مرا بیرون کرد و تقاضای طلاق دارم.

خوانده اظهار داشت (( احکامی که صادر شده تعزیری است و آنچه ابلاغ شده یک سال حبس است و بیست و چهار فقره چک بوده که مقداری از آن را پرداخته ام و نسبت به بقیه محکوم شده ام و الان نمی توانم منزل مسکونی برایش اجاره کنم  مالی هم ندارم که خرجی او را بپردازم و از این تاریخ در صورت دستور مقامات می تواتم مبلغ سه هزار تومان نفقه برایش پرداخت کنم ولی تا زندان هستم خانه نمی توانم بگیرم
دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بشرح متن دادنامه شماره 667 مورد را منطبق با مواد 1129 و1130 قانون مدنی ندانسته و دعوی خواهان را مردود اعلام می دارد که مورد اعتراض زوجه قرار می گیرد

رای وحدت رویه زیر نیز قابل توجه میباشد :
رای شماره : 593 - 1/9/1373

رای وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور

بند3 ماده 9 قانون تجدیدنظرآراءدادگاهها که از تاریخ 27/6/1372 لازم الاجراءگردیده ،آراء قابل تجدیدنظر دادگاه مدنی خاص را احصاء و ذکری ازنفقه وحضانت وتمکین و....ننموده است وچون طبق ماده 18 قانون مزبور کلیه قوانین و مقررات مغایر با آن قانون لغوگردیده لذا آراء صادر ، نسبت به دعاوی مذکورقابل تجدیدنظرنبوده ، رای شعبه 30 دیوان عالی کشورکه با این نظرمطابقت دارد صحیح تشخیص می شود. این رای برطبق ماده واحده قانون وحدت رویه قضائی مصوب 1328برای دادگاههاوشعب دیوان عالی کشوردرمواردمشابه لازم الاتباع است.
قوانین طلاق

طلاق حقی نیست که به مرد عطا شده باشد و از زن بازداشته شده باشد بلکه طلاق آخرین راه چاره ایست که برای پایان دادن به زندگیهای بدون عاطفه و مشقت بار در نظر گرفته شده است به همین لحاظ مسولیت فردی که اختیار بیشتری در این موضوع دارد بیشتر است لذا باید توجه داشت افرادی که از روی هوا و هوس به این امر اقدام میکنند و با بروز کمترین اختلافات آنرا چاره کار خود میدانند روزی باید در مقابل خداوند متعال پاسخگو باشند که آیا واقعا امکان ادامه زندگی به هیچ وجه وجود نداشته و آیا آنها همه سعی خود را برای ادامه زندگی کرده اند؟ و باید پاسخ دهند چرا چیزی را که خداوند امر به محکم و استوار کردن آن کرده براحتی از هم گسسته اند .
بر اساس قوانین و موازین کشور وقوع امر طلاق از سه راه امکانپذیر است

    ساده ترین شکل وقوع طلاق زمانیست که زن و شوهر بر مساله طلاق توافق داشته باشند و دیگر مایل به ادامه زندگی با هم نباشند
    این نوع طلاق به طلاق توافقی معروف است که از اختیار مرد در طلاق ناشی میشود .
    نوع دیگر طلاق که اساس تمام قوانین طلاق میباشد طلاق به خواست و اراده مرد است
    ماده 1133 قانون مدنی- مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید .
    تبصره - زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) این قانون ، از دادگاه تقاضای طلاق نماید .
    در این حالت مرد موظف به پرداخت کلیه حقوق زن میباشد.
    اما نوع دیگر طلاق که همچنان ریشه در اختیار مرد دارد طلاق بخواسته زن است ، در این حالت زن با اثبات شرایط عسر و حرج خود (در این شرایط دادگاه مرد را مجبور به طلاق میکند ) و یا با توجه به وکالتی که از ابتدای عقد در شرایط ضمن عقد از مرد گرفته میتواند خود را مطلقه نماید.
    بر اساس ماده 1130 قانون مدنی- در مورد زیر زن می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق نماید در صورتی که برای محکمه ثابت شودکه دوام زوجیت موجب عسر و حرج است می تواند برای جلوگیری از ضرر و حرج زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورت میسر نشدن به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود.
    تبصره - عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر وحرج محسوب می گردد.

    ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه .
    اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است.
    در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک ، مجددا" به مصرف موارد مذکور روی آورده ، بنا به درخواست زوجه ، طلاق انجام خواهد شد .
    محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر
    ضرب و شتم یا هرگونه سوء استفاده مستمر زوج که عرفا" با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد .
    ابتلاء زوح به بیماری های صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید .

موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود ، حکم طلاق صادرنماید .

همچنین اگر در ضمن عقد شروطی واقع شود که در موارد قانونی حق طلاق بصورت وکالت بلا عزل به زن تنفیذ شود این شرایط در درخواست زن برای طلاق نافذ خواهد بود
باید توجه داشت طلاق به خواسته مرد و طلاق توافقی قابل رجوع است یعنی مرد دوباره میتواند بر ادامه زندگی با زن اراده کرده و بدون ازدواج در مدت مقرر زن دوباره به همسری مرد در می آید .اما در طلاق عسر و حرجی یا قضائی امکان رجوع برای مرد وجود ندارد و صرفا با توافق طرفین امکان آن بوجود می آید.

اما اجرای صیغه طلاق بدون صدور گواهی عدم امکان سازش غیر قانونی میباشد
ماده 10 قانون حمایت خانواده

اجرای صیغه طلاق و ثبت آن پس از رسیدگی دادگاه و صدور گواهی عدم امکان سازش صورت خواهد گرفت .
متقاضی گواهی عدم امکان سازش باید تقاضانامه ای به دادگاه تسلیم نماید که در آن علل تقاضا به طور موجه قید گردد. پس از وصول تقاضانامه دادگاه راسا یا به وسیله داور یا داوران سعی در اصلاح بین زن و شوهر و جلوگیری از وقوع طلاق خواهد کرد. هرگاه مساعی دادگاه برای حصول سازش نتیجه نرسد با توجه به ماده 8 این قانون گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد کرد. دفتر طلاق  پس از دریافت گواهی مذکور به اجرای صیغه طلاق و ثبت آن اقدام خواهد نمود.
هر یک از طرفین عقد بدون تحصیل گواهی عدم امکان سازش مبادرت به طلاق نماید به حبس جنحه ای از شش ماه تا یک سال محکوم خواهد شد. همین مجازات مقرر است برای سردفتری که طلاق را ثبت نماید.
و در همین قانون و ماده 8 آمده :

در موارد زیر زن یا شوهر حسب مورد می تواند از دادگاه تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش نماید و دادگاه در صورت احراز آن موارد گواهی عدم امکان سازش صادر خواهد کرد.

توافق زوجین برای طلاق

استنکاف شوهر از دادن نفقه زن و عدم امکان الزام او به تادیه نفقه همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن را وفا نکند و اجبار او به ایفا هم ممکن نباشد.
    عدم تمکین زن از شوهر
    سو رفتار و یا سو معاشرت هر یک از زوجین به حدی که ادامه زندگی را برای طرف دیگر غیر قابل تحمل نماید.
    ابتلا هر یک از زوجین به امراض صعب العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای طرف دیگر در مخاطره باشد.
    جنون هر یک از زوجین در مواردی که فسخ نکاح ممکن نباشد.
    عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال به کار یا حرفه ای که منافی با مصالح خانوادگی یا حیثیات شوهر یا زن باشد.
    محکومیت زن یا شوهر به حکم قطعی به مجازات پنج سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعا منتهی به پنج سال یا بیشتر و بازداشت شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.
    ابتلا به هر گونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی زناشویی را غیر ممکن سازد.
    هرگاه زوج همسر دیگری اختیار کند یا تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت ننماید.
    هر یک از زوجین زندگی خانوادگی را ترک کند. تشخیص ترک زندگی با دادگاه است.
    محکومیت قطعی هر یک از زوجین در اثر ارتکاب جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون طرف دیگر باشد.
    تشخیص این که جرمی مغایر با حیثیت و شئون خانوادگی است با توجه به وضع و موقع طرفین و عرف و موازین دیگر با دادگاه است .
    در صورت عقیم بودن یکی از زوجین به تقاضای طرف دیگر همچنین در صورتی که زوجین از جهت عوارض و خصوصیات جسمی نتوانند از یکدیگر صاحب اولاد شوند.
    در مورد غایب مفقودالاثر با رعایت مقررات ماده 1029 قانون مدنی. مشاوره با وکیل طلاق
    تبصره : طلاقی که به موجب این قانون و بر اساس گواهی عدم امکان سازش واقع می شود فقط در صورت توافق کتبی طرفین در زمان عده قابل رجوع است. با بوجود آمدن موانع مختلف قانونی و مسائلی مثل مهریه های امروزی کمتر پیش میاید مرد مستقیما قصد طلاق زن را داشته باشد و حتی بعضاً با وجود انحرافات مشخص در همسر بعضی از مردها بخاطر بار مالی سنگین طلاق از آن دوری میکنند و زندگی بی روحی را در پیش میگیرند و گاهی سعی در ایجاد ناراحتی برای زن میکنند تا او خود پیش قدم شود در کنار این مساله مراجعات مکرر زنها برای طلاق و ادعاهای مکرر عسر و حرج قضات دادگاه را برای صدور حکم طلاق دچار تردید میکند و این امکان هم در صورت ارائه نکردن دلایل محکم از طرف زن غیر ممکن است.

بنابر این بهترین راه خاتمه دادن به زندگیهای مشقت بار و بدون عاطفه توافق طرفین بر روی طلاق میباشد که در ضمن این توافق دو طرف بر روی مسائل مالی و حقوق مشخصه توافق کرده و با دادن دادخواست مشترک امکان طلاق را فراهم میکنند و چون این درخواست مشترک و با توافق طرفین است حکم صادر شده در مورد آن قطعی بوده و قابل تجدید نظر خواهی نیز نمیباشد که از نظر زمان رسیدگی سریعتر از موارد دیگر طلاق خواهد بود .

در کتاب دینی ما نیز امر شده که یا بنیکویی با هم زندگی کنید و یا در غیر اینصورت باز بنیکوئی از هم جدا شوید.

شرايط تبديل قرار وثيقه به قرار كفالت چيست و در صورت فرار متهم پس از تبديل قرار چه اتفاقي براي كفيل م

 

شرايط تبديل قرار وثيقه به قرار كفالت چيست و در صورت فرار متهم پس از تبديل قرار چه اتفاقي براي كفيل مي افتد؟

 پاسخ 

بسمه تعالي
با سلام 

1-برابر ماده 34 قانون آيين دادرسي كيفري مصوي 78: قاضي تحقيق مي تواند در تمام مراحل تحقيقات ، قرار بازداشت متهم و يا قرار اخذ تامين و يا تبديل را صادر نمايد ، در مورد قرار بازداشت و يا قرار تاميني كه منتهي به بازداشت متهم شود مكلف است حداكثر ظرف مدت (24) ساعت پرونده را براي اظهارنظر نزد قاضي دادگاه ارسال كند ، در صورت موافقت دادگاه با قرار بازداشت موقت و اعتراض متهم ، برابر ماده (33) اقدام مي شود. در مورد ساير قرارها در صورتي كه قاضي دادگاه با آن موافق نباشد راسا"مبادرت به صدور قرار متناسب مي نمايد 
.تبصره - تبديل قرار تامين مذكور دراين ماده درخصوص قرارهايي است كه قاضي تحقيق راسا" صادر كرده باشد


2-ميزان وجه الكفاله
در اخذ كفيل و ميزان وجه‌الكفاله بايد رعايت اوضاع و احوال متهم، شغل و سوابق او شده و متناسب يا اهميت جرم باشد. قاضي صادر كننده‌ي قرار است كه بايد تناسب بين مدعي‌به ، مدعي خصوصي را يا وجه‌الكفاله رعايت نموده و عدم رعايت اين تكاليف تخلف از ماده‌ي 130 قانون محاكمات جزائي است.[13] چنانچه جرم ارتكابي جنبه‌ي خصوصي داشته باشد بايد ماده‌ي 136 ق.آ.د.ك رعايت شود يعني مبلغ وثيقه يا وجه‌الكفاله يا وجه التزام نبايد كمتر از خسارات مورد مطالبه باشد.[14]

3-زمان پرداخت وجه الكفاله
در صورت فرار متهم يا عدم دسترسي به او در مواردي كه حضور متهم ضروري تشخيص داده شود، كفيل ملزم به پرداخت وجه‌الكفاله خواهد بود. با اين توضيح كه به كفيل اخطار مي‌شود ظرف مدت 20 روز متهم را تسليم نمايد در صورت ابلاغ واقعي اخطاريه و عدم تسليم، به دستور رئيس حوزه‌ي قضائي وجه‌الكفاله اخذ مي‌شود. خواستن متهم از كفيل جز موردي كه حضور او براي تحقيقات يا محاكمه يا اجراي حكم ضرورت دارد ممنوع است. در صورت صدور دستور اخذ وجه‌الكفاله، كفيل مي‌تواند مثل متهم و وثيقه‌گذار در مهلت مقرر به دادگاه تجديد نظر شكايت نمايد.[15] كه اين مهلت ده روز از تاريخ ابلاغ دستور رئيس حوزه‌ي قضائي مي‌باشد. (ماده‌ي 143 ق.آ.د.ك)

4- چند نكته
1- طبق ماده‌ي 141 ق.آ.د در امور كيفري چنانچه ثابت شود كفيل به منظور عدم امكان ابلاغ واقعي اخطاريه، نشانه حقيقي خود را به مرجع قبول كننده‌ي كفالت اعلام نكرده يا به اين منظور از محل خارج شده، ابلاغ قانون اخطاريه، كافي است.[16]
2- در مورد اعتراض به اخذ وجه الكفاله، وجه التزام يا وثيقه، دادگاه در تمام موارد نسبت به شكايت ، خارج از نوبت و بدون تشريفات دادرسي رسيدگي كرده، مادام كه عمليات اجرائي را موقوف ننموده يا حكم به نفع كفيل يا وثيقه‌گذار يا متهم صادر نكرده عمليات ياد شده ادامه خواهد داشت و در صورت صدور حكم به نفع معترض، وجوه و اموال اخذ و ضبظ شده، بازگردانده مي‌شود. (تبصره ماده‌ي 143 ق.آ.د.ك) 
معرفي متهم براي رفع مسئوليتدر صورت تسليم مكفول به مقام قضائي از سوي كفيل و تقاضاي فك قرار كفالت، در طول تحقيقات مقدماتي، مقام قضائي مكلف به فك قرار و قبول كفالت شخص ديگر يا وثيقه و در غير اين صورت ، اعزام متهم به زندان است.[17]

4-پايان تعهد كفيل
چنانچه حكم مجازات به اجرا گذاشته شد يا حكم تعليق مجازات صادر و به اجرا در آمد يا به هر علتي پرونده خاتمه يافت (قرار منع تعقيب، قرار موقوفي تعقيب، يا برائت متهم) قرارهاي تامين و از جمله قرار كفالت ملغي الاثر شده و مقام قضائي مكلف به رفع اثر از قرار تأمين مأخوذه است.[18]

چند نكته
1- اگر پس از اخذ وجه الكفاله، متهم برائت حاصل كند يا معاف از تعقيب شود تاثيري در مسؤوليت كفيل و استرداد وجه‌الكفاله نخواهد داشت. (نظريه شماره 3856/37/7/59 اداره حقوقي قوه قضائيه.)[19]
2- براي بر قراري مسئوليت كفيل، متهم مي‌بايست قبلاً احضار و جلب شده باشد. (نظريه شماره 4969/7-25/7/72 اداره حقوقي قوه قضائيه)
3- اخذ كفيل قابل نيابت به مقام قضائي ديگر است، اما قاضي حق ندارد آن را به ضابطان دادگستري و مقامات غير قضائي تفويض نمايد.[20]
4- اشخاص حقوقي نمي‌توانند كفيل متهم شوند و نمايندگان آن‌ها نيز به اعتبار شخصيت حقيقي خويش حق چنين كاري را دارند. (نظريه شماره 5815/7- 8/12/68 اداره حقوقي قوه قضائيه)
5- اگر مكفول پس از انقضاي موعد مقرر در ماده 143 ق.آ.د.ك فوت كرده باشد موجبي براي برائت ذمۀ كفيل نيست و بايد وجه‌الكفاله را بپردازد. (نظريه شماره 6055/7- 1/12/1369 اداره حقوقي قوه قضائيه)[21]

‌مبحث دوم - قرار تأمين
‌ماده 132 - به منظور دسترسي به متهم و حضور به موقع وي، در موارد لزوم و جلوگيري از فرار يا پنهان شدن يا تباني با ديگري، قاضي مكلف‌است پس از تفهيم اتهام به وي يكي از قرارهاي تأمين كيفري زير را صادر نمايد:
1 - التزام به حضور با قول شرف.
2 - التزام به حضور با تعيين وجه التزام تا ختم محاكمه و اجراي حكم و در صورت استنكاف تبديل به وجه الكفاله.
3 - اخذ كفيل با وجه‌الكفاله.
4 - اخذ وثيقه اعم از وجه نقد يا ضمانت‌نامه بانكي يا مال منقول و غير منقول.
5 - بازداشت موقت با رعايت شرايط مقرر در اين قانون .
‌تبصره - قاضي مكلف است ضمن صدور قرار قبولي كفالت يا وثيقه به كفيل يا وثيقه گذار (‌چنانچه وثيقه گذار غير از متهم باشد) تفهيم نمايد ، در‌صورت احضار متهم و عدم حضور او بدون عذر موجه يا عدم معرفي وي از ناحيه كفيل يا وثيقه گذار نسبت به وصول وجه‌الكفاله و ضبط وثيقه طبق‌مقررات اين قانون اقدام خواهد شد.
‌ماده 133 - با توجه به اهميت و دلايل جرم دادگاه مي‌تواند علاوه بر موارد مذكور در ماده قبل قرار عدم خروج متهم را از كشور صادر نمايد. مدت‌اعتبار اين قرار شش ماه است و چنانچه دادگاه لازم بداند مي‌تواند هر شش ماه يكبار آن را تمديد نمايد.
‌اين قرار پس از ابلاغ ظرف مدت بيست روز قابل اعتراض در دادگاه تجديدنظر استان مي‌باشد.
‌تبصره - در صورت فسخ قرار توسط مرجع صادر كننده، يا نقض آن توسط مرجع تجديدنظر و يا صدور قرار منع پيگرد يا موقوفي تعقيب يا برائت‌متهم ، دادگاه بدوي مكلف است مراتب را بلافاصله به مراجع ذي ربط اطلاع دهد.
‌ماده 134 - تأمين بايد با اهميت جرم و شدت مجازات و دلايل و اسباب اتهام و احتمال فرار متهم و از بين رفتن آثار جرم و سابقه متهم و وضعيت‌مزاج و سن و حيثيت او متناسب باشد.
‌ماده 135 - كفالت شخصي پذيرفته مي‌شود كه اعتبار او به تشخيص قاضي صادر كننده قرار براي پرداخت وجه‌الكفاله محل ترديد نباشد. در‌صورت فرار متهم يا عدم دسترسي به او در مواردي كه حضور متهم ضروري تشخيص داده شود كفيل ملزم به پرداخت وجه‌الكفاله خواهد بود.
‌ماده 136 - مبلغ وثيقه يا وجه‌الكفاله يا وجه‌الالتزام نبايد درهرحال كمتر از خسارتهايي باشد كه مدعي خصوصي درخواست مي‌كند.
‌ماده 137 - قاضي در خصوص قبول وثيقه يا كفيل، قرار صادر نموده و پس از امضاي كفيل يا وثيقه گذار خود نيز امضاء مي‌نمايد و در صورت‌درخواست، رونوشت آن را به كفيل يا وثيقه گذار مي‌دهد.
‌ماده 138- متهمي كه در مورد او قرار كفالت يا وثيقه صادر شده، در صورت عجز از معرفي كفيل يا توديع وثيقه بازداشت خواهد شد.
‌ماده 139 - هرگاه متهم در مواعد مقرر حاضر شده يا بعد از آن حاضر و عذر موجه خود را ثابت نمايد و يا پرونده مختومه شده باشد، وثيقه مسترد‌و يا كفيل از مسئوليت مبرا مي‌شود.
‌تبصره 1 - كفيل يا وثيقه گذار در هر مرحله از دادرسي با معرفي و تحويل متهم مي‌توانند درخواست رفع مسئوليت و يا آزادي وثيقه خود را‌بنمايند.
‌تبصره 2 - هرگاه متهم يا محكوم‌عليه در مواعد مقرر حاضر شده باشد به محض شروع اجراي حكم جزايي و يا قطعي شدن قرار تعليق اجراي‌مجازات قرار تأمين ملغي‌الاثر مي‌شود.
‌ماده 140- هرگاه متهمي كه التزام يا وثيقه داده در موقعي كه حضور او لازم بوده بدون عذر موجه حاضر نشود وجه‌الالتزام به دستور رئيس حوزه‌قضايي از متهم اخذ و وثيقه ضبط خواهد شد. اگر شخصي از متهم كفالت نموده يا براي او وثيقه سپرده و متهم در موقعي كه حضور او لازم بوده حاضر‌نشده به كفيل يا وثيقه گذار اخطار مي‌شود ظرف بيست روز متهم را تسليم نمايد. در صورت عدم تسليم و ابلاغ واقعي اخطاريه به دستور رئيس حوزه‌قضايي وجه‌الكفاله اخذ و وثيقه ضبط خواهد شد.
‌ماده 141 - چنانچه ثابت شود كفيل يا وثيقه گذار به منظور عدم امكان ابلاغ واقعي اخطاريه نشاني حقيقي خود را به مرجع قبول كننده كفالت اعلام‌نكرده يا به اين منظور از محل خارج شده، ابلاغ قانوني اخطاريه براي وصول وجه‌الكفاله و يا ضبط وثيقه كافي است.
‌ماده 142 - خواستن متهم از كفيل يا وثيقه گذار جز در موردي كه حضور متهم براي تحقيقات يا محاكمه يا اجراي حكم ضرورت دارد ممنوع است.
‌ماده 143 - متهم، كفيل و وثيقه گذار مي‌توانند در موارد زير ظرف (10) روز از تاريخ ابلاغ دستور رئيس حوزه قضايي در مورد پرداخت وجه‌الالتزام‌يا وجه‌الكفاله يا ضبط وثيقه به دادگاه تجديد نظر شكايت نمايند:
‌الف - در صورتي كه بخواهند ثابت نمايند متهم در موعد مقرر حاضر شده يا او را حاضر نموده‌اند يا شخص ثالثي متهم را حاضر نموده است.
ب - هرگاه بخواهند ثابت نمايند به جهات ياد شده در ماده (116) اين قانون متهم نتوانسته حاضر شود و يا كفيل به يكي از آن جهات نتوانسته او‌را حاضر كند.
ج - هرگاه بخواهند ثابت نمايند متهم قبل از موعد فوت كرده است.
‌د - در صورتي كه بخواهند ثابت نمايند پس از صدور قرار قبول كفالت يا التزام معسر شده‌اند.
‌تبصره - دادگاه در تمام موارد نسبت به شكايت، خارج از نوبت و بدون تشريفات دادرسي رسيدگي كرده، مادام كه عمليات اجرايي را موقوف‌ننموده يا حكم به نفع كفيل يا وثيقه گذار يا متهم صادر نكرده عمليات ياد شده ادامه خواهد داشت و در صورت صدور حكم به نفع معترض، وجوه و‌اموال اخذ و ضبط شده، باز گردانده مي‌شود.
‌ماده 144 - چنانچه قرار منع پيگرد يا موقوفي تعقيب يا برائت متهم صادر شود يا پرونده به هر كيفيت مختومه شود قرارهاي تأمين صادره‌ملغي‌الاثر خواهد بود. قاضي مربوط مكلف است از قرار تأمين وثيقه رفع اثر نمايد.
‌ماده 145 - در مواردي كه متهم حضور نيافته و محكوم شده، محكوم به يا ضرر و زيان مدعي خصوصي از تأمين گرفته شده، پرداخت خواهد شد‌و زايد بر آن به نفع دولت ضبط مي‌شود.
‌ماده 146 - در صورتي كه محكوم عليه علاوه بر حبس به جزاي نقدي يا ضرر و زيان مدعي خصوصي محكوم شده باشد و مجموعه محكوم به‌كمتر از تأمين گرفته شده باشد فقط تا ميزان محكوميت وي از وثيقه توديعي يا وجه‌الكفاله يا وجه‌الالتزام پرداخت خواهد شد و زايد بر آن باز گردانده‌مي‌شود و در اين صورت حكم اجرا شده تلقي مي‌شود.
‌ماده 147- قرار تأمين بايد به متهم ابلاغ شود. در صورتي كه قرار صادره منتهي به بازداشت وي گردد نوع قرار در برگ اعزام درج مي‌شود. چنانچه‌متهم به منظور جلوگيري از تباني بازداشت شده باشد اين جهت نيز در برگ اعزام قيد مي‌گردد.
‌تبصره - در صورتي كه قرار صادره قابل اعتراض باشد صادر كننده قرار مكلف است قابل اعتراض بودن قرار را به متهم تفهيم و در پرونده قيد نمايد.)
www.hvm.ir

یاعلی

چیزی شبیه رایحه‌ای می‌وزید و رفت
شب‌ها به شانه، نان و رطب می‌کشید و رفت
افسوس قدر و منزلتش را نداشتند
تا در جوار کوثر خود آرمید و رفت
زهرا همان علی و علی نیز فاطمه است
... شکر خدا فراق به پایان رسید و رفت
مردی که شاهد صدمات مدینه بود
یک روز مرد... در سحری شد شهید رفت
گرچه کنار بسترش از مردها پُر است
اما دریغ، محسن خود را ندید و... رفت
غیر از علی به عالم امکان ‌مدار نیست
خلقت بدون اسم علی استوار نیست

سلام

سلام